به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، حدود 300 تن از راه یافتگان به دانشگاهها در کنکور سال 1389 از سوی مرکز آموزشی راهیان ساینس، روز جمعه با حضور داشت نمایندگان مجلس،اساتید دانشگاه و والدین آنان در کابل تقدیر به عمل آمد.

سخنرانان مجلس؛ کنکور را نقطه عطفی در زندگی جوانان دانسته و عبور از آن را منتج به دست یافتن عظمت،شخصیت و مسئولیت پذیریشان در آینده یاد نموده اند.

استاد حاج محمد محقق،رهبر حزب وحدت اسلامی و رئیس کمیسیون عدلی و قضایی مجلس نمایندگان ضمن تشویق و ترقیب این جوانان به فراگیری علم و دانش هر چه بیشتر از بیش،عالمان و دانش پژوهان را از جاودانگان تاریخ خوانده و پیشرفت های امروزی جامعه بشری را نایشی از علوم اقتصاد وارتباطات خواند.

احمد بهزاد، نایب دوم مجلس نمایندگان با ابراز این مطلب که در گذشته استعدادهای شکوفای مردم این سرزمین به دست فراموشی سپرده شده است گفت که محروم کردن یک جامعه از استعدادهای فرزنداش تمام مردمان آن سرزمین را متضرر می سازد.

محمد جواد سلطانی، استاد دانشگاه ابن سینا نیز ضمن تفسیر واژه های دانش و دانشگاه گفت آنچه معضل در جامعه امروزی مردم افغانستان است شکاف تاریخی بین دو واژه متذکره است که این شکاف تاریخی اراده معطوف به قدرت و ثروت بوده که این قدرت همیشه زور و تحمیل آن در جامعه افغانستان بوده است،اما قدرت واقعی در جامعه بشری همانا علم و ثروت است که معطوف به اراده انسانی است.

به گزارش راه فراد، سخنرانان دیگر این محفل نیز خطاب به جوانان گفتند؛ آگاهی و دانش میراث مشترک تمام جامعه بشری است که هیچ کسی ادعای مالکیت آن را ندارد و اینک شما ناشر باز پخش دانش نسل های بعدی می باشید.

گفتنی است که در کنکور سال 1389 بیش از 117هزار تن شرکت کرده بود که حدود 45 هزار تن آنان به موسسات عالی و نیمه عالی راه یافته و متباقی بی نتیجه ماندند.

کاپی شده ازشبکه اطلاع رسانی افغانستان

+ نوشته شده در  Sat 23 Apr 2011ساعت ۱۲ ب.ظ  توسط basher   | 
جهان به هیج نیرزدازوکناره کنید  برای عاقبت خویش فکرچاره کنید  به هردلیل وبه هرجای به هرطریق که شد  به بی وفای دنیای دون اشاره کنید ، این قافله عمرعجب میگزرد  دریادبمی که طردمیگزرد  عزیزان قدرهمدیگربدانید  که شمشیراجل آن درکمین است  دوسه روزی درین دنیا  به آن درجمع محفل ها  کنارهمدیگربنشسته  با مهرومحبت ها بمانیم لحظ وانگه رسدمرگ ازفضآ  شویم آغوش خاک وخاک  جدآزآشنایان وهمه وابستگان  بمانیم سالهاوقرنهاوقرنها  ولی افسوس ندانیستیم قدرمهربانی ها  ولی افسوس ندانیستیم قدری آن درکنارهمدیگربودن . درغربت اگرمرگ بیگردبدن من  آیاکه کند دفن که دوزدکفن من  تابوت مراجای بلندی بگزارید  تابادبردبوی مرابروطن من  شب گررخ مهتاب نبیندسخت است  لب تشنه اگرآب نبیندسخت است .  سلام دوستان گلم درجامعه امروزی کشورمآن افغانستان همه مردم تاسنین ۳۰سالگی به فکرآخرت نیست هرکاری که بخواهدمیکندمثلآجنگ دعواجنجال،دروغ ،غیبت،منافقی،رباه سودخوری ودرکناراین کارهای ناشایسته نمازروزه دوعا خودرابه مومن جلوه دادن ازهمه پاک تراحساس کاردن هم میکندوقتی بسن بالآتراز۳۰میرسدکم کم نآمیدوبه فکرآخرت می افتدنمازهاراسروقت میخواندکم کم دل رحم پیدامیکندگرچندازدروغ غیبت پرهیزنمیکندوقتی که زیادسالخورده میشودپشیمان ازهرکاری که در دوره که دراین عمرکمی خودکرده است درافغانستان همه مردوم به این فکراندکه فقدشب گرسنه نمانیم به یگ پیاله چای ونان خوشگ راضی وزندگی خودرامیگزراندکه سن مردوم مابیشتراز۶۰نمیباشددرسن پیری بسیارآدم مهربان همیشه به فکراست که قدرهمدیگرخودرابدانیم باهمدیگردوستی ،صمیمیت،نمایم که متآسفانه در این ایام ایام مرگ است ...وبرعکس درجامعه امروزی اروپادرقدم نخست وقت مهم است برای اینهآتاسن ۱۸سالگی اینهادرهیج فکرنمیباشد بعدازسن ۱۸تلاش میکندمستقیل زندگی میکنددروغ غیبت ،دراین جامعه رواج نمیباشدهمیشه به این فکراندکه امروزبهترازدیروزباشدوقت رابه ثانیه ودقیقه درنظرمیگیردهمیشه غذای سالم میخوردکه ازآخرت ترس نداردکه تاسن ۶۵کارمیکندکه عمراینهابالاتراز۱۰۰میباشددرعمرصدسالگی هیچ نآمیدنمیباشدفکرمثبت میکند......................

+ نوشته شده در  Thu 14 Apr 2011ساعت ۱۲ ب.ظ  توسط basher   | 


C۰۷۲۴۸۶۵۱ نصرالله حسن علي محمدعلي ذکــورلومان غزني ۲۶۹ پوهنحي هنر هاي زيبا پوهنتون کابل

C۰۷۲۴۸۶۵۶ محمدولي قربان علي علي حسن ذکــورلومان غزني ۲۲۸ موسسه ترپيه معلم جاغوري

C۰۷۲۴۸۶۶۱ مرتضي محمدعلي علي رحم ذکــورلومان غزني ۲۸۱ پوهنحي روانشناسي و علوم تربيتي پوهنتون کابل

C۰۷۲۴۸۶۶۹ مصطفي شاه چمن عبدالرحيم ذکــورلومان غزني ۲۸۶ پوهنحي علوم طبيعي پوهنتون تعليم و تربيه

C۰۷۲۴۸۶۷۳ احسان الله برکت علي يعقوب علي ذکــورلومان غزني ۲۸۹ پوهنحي علوم اجتماعي پوهنتون کابل

C۰۷۲۴۸۶۷۹ محمدغني محمدعوض محمدنبي ذکــورلومان غزني ۲۹۸ پوهنحي ساينس پوهنتون کابل

C۰۷۲۴۸۶۸۲ نقيب الله محمدامين سلطان علي ذکــورلومان غزني ۳۲۰ پوهنحي ساينس ( انجنيري کمپيوتر و انفورماتيک پوهنتون پولي تخنيک

C۰۷۲۴۸۶۸۵ ضامن علي طاهرعلي حسين علي ذکــورلومان غزني ۲۹۱ پوهنحي علوم اجتماعي پوهنتون کابل

C۰۷۲۴۸۶۸۸ محمدبصير حسن علي محمدظفر ذکــورلومان غزني ۳۱۴ پوهنحي کمپيوتر ساينس پوهنتون کابل

C۰۷۲۴۸۶۹۱ محمدجان محمدنعيم طلا ذکــورلومان غزني ۲۹۰ پوهنحي ادبيات پوهنتون کابل


C۰۷۲۰۷۴۸۹ محمدعلي حسن علي ملاحسين علي ذکورلومان جاغوري غزني ۲۳۲ "موسسه تربيه معلم سيدجمال الدين "" بدون ليليه """

C۰۷۲۰۷۴۹۶ جواد خليل الله عبدلاحمد ذکورلومان جاغوري غزني ۲۷۲ پوهنحي علوم طبيعي پوهنتون تعليم و تربيه


C۰۷۲۰۷۵۰۰ سيدمصطفي سيدامين الله سيدمحمدصادق ذکورلومان جاغوري غزني ۲۴۶ موسسه ترپيه معلم هرات

C۰۷۲۰۷۵۰۵ غلام رضا عزيزالله کاظيم علي ذکورلومان جاغوري غزني ۲۸۲ پوهنحي علوم اجتماعي پوهنتون کابل

C۰۷۲۰۷۵۰۸ عبدالغفور محمدعلي جمعه خان ذکورلومان جاغوري غزني ۲۳۷ پوهنحي تربيت بدني پوهنتون تعليم و تربيه


C۰۷۲۰۷۵۱۱ محمدبصير صادق علي بستانعلي ذکورلومان جاغوري غزني ۳۲۰ پوهنحي اقتصاد پوهنتون کابل

C۰۷۲۰۷۵۱۳ حميدالله حبيب الله جان علي ذکورلومان جاغوري غزني ۳۱۸ پوهنحي کمپيوتر ساينس پوهنتون کابل


C۰۷۲۰۷۵۱۷ محمدجان قربانعلي سلطان علي ذکورلومان جاغوري غزني ۳۱۶ پوهنحي اقتصاد پو.هنتون بلخ

C۰۷۲۰۷۵۲۲ مسعود ميرحسين بستانعلي ذکورلومان جاغوري غزني ۳۰۹ پوهنحي کمپيوترساينس پوهنتون هرات

C۰۷۲۰۷۵۲۴ علي اغا محمدزمان عبدالقيوم ذکورلومان جاغوري غزني ۳۰۶ پوهنحي جيو لوجي و معدن پوهنتون پوليتخنيک


C۰۷۲۰۷۵۳۰ محمدخليل جانعلي عوض علي ذکورلومان جاغوري غزني ۲۸۹ پوهنحي ادبيات پوهنتون بلخ


C۰۷۲۰۷۵۳۸ ارمان محمدخليل محمداسحق ذکورلومان جاغوري غزني ۲۴۷ پوهنحي تربيت بدني پوهنتون تعليم و تربيه

C۰۷۲۰۷۵۴۳ محمدرضا محمدعلي کاظيم علي ذکورلومان جاغوري غزني ۲۴۹ پوهنحي تعليم و تربيه پوهنتون البيروني


C۰۷۲۰۷۵۴۶ عبدالرازق عبدالخالق بستانعلي ذکورلومان جاغوري غزني ۲۱۹ موسسه ترپيه معلم جاغوري

C۰۷۲۰۷۵۴۹ محمدضيا غلام نبي اقبال علي ذکورلومان جاغوري غزني ۲۷۲ پوهنحي علوم طبيعي پوهنتون تعليم و تربيه

C۰۷۲۰۷۵۵۹ عبدالله محمدشاه بنيادعلي ذکورلومان جاغوري غزني ۱۷۴ موسسه ترپيه معلم غزني

C۰۷۲۰۷۵۶۲ نجيب الله محمدطاهر محمداسماعيل ذکورلومان جاغوري غزني ۲۷۵ پوهنحي علوم طبيعي پوهنتون تعليم و تربيه

C۰۷۲۰۷۵۶۴ محمدرجا عباس علي نادرعلي ذکورلومان جاغوري غزني ۱۹۹ ادبيات و علوم بشري موسسه تحصيلات عالي فارياب

C۰۷۲۰۷۵۶۹ حبيب الله سرورعلي علي ظفر ذکورلومان جاغوري غزني ۱۹۴ موسسه ترپيه معلم هرات


C۰۷۲۰۷۵۷۲ مجتبي عباسعلي محمدنبي ذکورلومان جاغوري غزني ۲۸۹ پوهنحي علوم اجتماعي پوهنتون کابل


C۰۷۲۰۷۵۷۴ محمدياسين نعيم غلام حسين ذکورلومان جاغوري غزني ۲۶۳ انستيتوت مسلکي اداره و حسابداري ء کابل


C۰۷۲۰۷۵۷۷ محمدمحسن غلام حسن محمدکاظيم ذکورلومان جاغوري غزني ۳۱۴ پوهنحي کمپيوتر ساينس پوهنتون کابل


C۰۷۲۰۷۵۸۰ علي نقي يونس غلام محمد ذکورلومان جاغوري غزني ۳۲۳ پوهنحي ساختماني پوهنتون پوليتخنيک


C۰۷۲۰۷۵۸۲ محمدذکي محمدعلي محمدانور ذکورلومان جاغوري غزني ۳۲۳ پوهنحي اقتصاد پوهنتون کابل

C۰۷۲۰۷۵۸۴ محمدهاشم ميرحسين محمداکبر ذکورلومان جاغوري غزني ۳۲۵ پوهنحي طب پوهنتون هرات

C۰۷۲۰۷۵۸۶ محمدرضا يونس قادرعلي ذکورلومان جاغوري غزني ۳۱۸ پوهنحي اقتصاد پوهنتون هرات


C۰۷۲۰۷۵۹۰ مرتضي محمدعلي عوض علي ذکورلومان جاغوري غزني ۳۱۹ پوهنحي اقتصاد پوهنتون کابل


C۰۷۲۰۷۵۹۳ احسان الله محمدظاهر يوسف علي ذکورلومان جاغوري غزني ۳۱۳ پوهنحي الکترو ميخانيک پوهنتون پوليتخنيک


C۰۷۲۰۷۵۹۷ حمزه قادرداد محمدايوب ذکورلومان جاغوري غزني ۲۸۸ پوهنحي علوم اجتماعي پوهنتون 


C۰۷۲۰۷۶۰۱ شکرالله محمدجمعه حسين علي ذکورلومان جاغوري غزني ۲۵۰ "موسسه تربيه معلم سيدجمال الدين "" بدون ليليه """


C۰۷۲۰۷۶۰۵ ذبيح الله نجيب الله محمداسحق ذکورلومان جاغوري غزني ۲۵۷ پوهنحي تعليم و تربيه پوهنتون البيروني

C۰۷۲۰۷۶۰۹ محمدرضا محمدحسن حسين علي ذکورلومان جاغوري غزني ۲۵۲ پوهنحي تربيت بدني پوهنتون تعليم و تربيه

C۰۷۲۰۷۶۱۳ محمدرضا محمدعيسي خدانظر ذکورلومان جاغوري غزني ۲۶۱ پوهنحي هنر هاي زيبا پوهنتون کابل


C۰۷۲۰۷۶۱۶ سيدمحمدعلي سيدعباس سيدصادق ذکورلومان جاغوري غزني ۲۸۱ پوهنحي علوم طبيعي پوهنتون تعليم و تربيه


C۰۷۲۰۷۶۱۸ عباس علي علي خان علي حسن ذکورلومان جاغوري غزني ۲۱۷ موسسه ترپيه معلم جاغوري

 



C۰۷۲۴۸۶۴۵ مصطفي ديدارعلي رجب علي ذکــورلومان غزني ۲۹۳ پوهنحي صحت عامه پوهنتون طبي کابل 



C۰۷۲۴۰۵۲۸ سکينه محمدعلي سلمانعلي .نسوان لومان غزني ۲۵۲ انستيتوت اداره و حسابداري نسوان کابل

C۰۷۲۴۰۵۲۹ مهتاب گل احمد عبدالله .نسوان لومان غزني ۱۷۵ موسسه ترپيه معلم غزني

C۰۷۲۴۰۵۳۰ مريم صفدرعلي قربانعلي .نسوان لومان غزني ۲۲۵ موسسه ترپيه معلم باميان

C۰۷۲۴۰۵۳۱ حاجر محمدکاظم محمديوسف .نسوان لومان غزني ۲۱۸ پوهنحي تعليم و تربيه پوهنتون باميان

C۰۷۲۴۰۵۳۲ فاطمه چمن شاه خادم علي .نسوان لومان غزني ۲۳۷ "موسسه تربيه معلم سيدجمال الدين "" بدون ليليه """

C۰۷۲۴۰۵۳۵ فرزانه محمديونس ميرزاعبدالحکيم .نسوان لومان غزني ۱۶۵ موسسه ترپيه معلم خوست

C۰۷۲۴۰۵۳۹ شکريه عبدالکريم محمداسحق .نسوان لومان غزني ۲۳۴ "موسسه تربيه معلم سيدجمال الدين "" بدون ليليه """

C۰۷۲۴۰۵۴۰ مريم علي جمعه غلام محمد .نسوان لومان غزني ۱۸۸ موسسه ترپيه معلم جاغوري

C۰۷۲۴۰۵۴۱ ضياگل عبدالحسين عبدالصمد .نسوان لومان غزني ۱۷۳ موسسه ترپيه معلم غزني

C۰۷۲۴۰۵۴۳ زهرا حبيب الله جان علي .نسوان لومان غزني ۲۱۳ موسسه ترپيه معلم غزني

C۰۷۲۴۰۵۴۵ جمال علي رحم حسين علي .نسوان لومان غزني ۲۰۹ موسسه ترپيه معلم جاغوري

C۰۷۲۴۰۵۴۶ ثريا محمدآصف چمن علي .نسوان لومان غزني ۲۳۹ پوهنحي تعليمات اختصاصي پوهنتون تعليم و تربيه

C۰۷۲۴۰۵۴۸ کبرا نادرعلي سرورعلي .نسوان لومان غزني ۲۱۵ موسسه ترپيه معلم جاغوري

 


+ نوشته شده در  Mon 28 Mar 2011ساعت ۸ ب.ظ  توسط basher   | 

سلامتی
سعادت
سیادت
سرور
سروری
سبزی
سرزندگی
هفت سین سفره زندگیتان باشد.
نوروز ۹۰ مبارک



با آرزوی
۱۲ ماه شادی،
۵۲ هفته پیروزی،
۳۶۵ روز سلامتی،
۸۷۶۰ ساعت عشق،
۵۲۵۶۰۰ دقیقه برکت،
۳۱۵۳۰۰۰ ثانیه دوستی.
سال نو مبارک باد


برآمد باد صبح و بوی نوروز 
به کام دوستان و بخت پیروز 
مبارک بادت این سال و همه سال 
همایون بادت این روز و همه روز

 

زکوی یار می‏آید نسیم باد نوروزی 
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی 
سخن در پرده می‏گویم زخود چون غنچه بیرون آی 
که بیش از پنج روزی نیست‏حکم میر نوروزی


+ نوشته شده در  Thu 17 Mar 2011ساعت ۹ ب.ظ  توسط basher   | 

من یکی از استادان یکی از دانشگاه های افغانستانم .
چندی قبل بورس میرفتم از من شهادتنامه دوره مکتب را خواست بورسم سه روز وقت داشت خوش بختانه ما دونفر بودیم یک نفر دیگری هم از استادان یکی از دانشگاه ها بود با من بورس میرفت عین بورس وهردوی ما شهادتنامه کار داشتیم.
وقتی به ریاست تدریسات ثانوی مراجعه نمودم دیدم رییس اش گفت ما 400 دانه شهادتنامه عاجل داریم و وزیر صاحب و صاحب در سفر است از طرف دیگر جرگه صلح تشکل میشه اگر ویز بیایه هم وقت نخواهد داشت امضا کند.شما باید حد اقل ده روز انتظار بکشید خوب این وردکی رفیقم از من جدا شد من برایش گفتم رفیق اگر کاری بلدی برای من هم بکن .
کفت نه نمیشه .

خوب روز اخر مجبور شدم رفتم در اداره مرکزی وزارت معارف در شهر دیدم همان رفیق وردکی ام داخل رفت او را با صد مشکل دنبال کردم تا خودم را با صد مشکل به سکرتریت وزیر رساندم در انروزها جرگه صلح داشت تشکیل می شد.
در انجا دوست وردکی ام را یافتم خوشحال شدم عذر کردم برایش گفتم می دانم تو وردک وزیر دوستت است کاری میتانی اگر برای من هم بکنی 20000 شیرینی داری چون بورسم میسوزد. خندید گفت میدانی حالا کس بدون پول سلام کسی را نمیگره اول بده پول را و بعد فردا هردوی ما میاییم شهادتنامه را میگیرم .

پول را دادم به این نا استاد رفتیم نزد سکر تر (سکر تر هم وردکی بود و دوست حیلی حوب رفیقم) خوب سکرتر ناممم را دید گفت خدارا شکر که نامت هزارگی نیست قیافه ات هزارگی است بعدا قرار شد پیش وزیر برویم وزیر پسر مامای این استاد وردگی رفیقم بود.
سکر تر از من پرسید گفت پشتو بلدی گفتم نه اصلا بلد نیستم .
چون میدانستم میخواهد راست را به رفیقم بگوید ومن از حقیقت بفهمم خوب است به این استاده رفیقم گفت که وزیر صاحب از هزاره ها مثل... متنفر است اگر این مردم را ببیند دو روز حال اش خوب نخواهد بود و به این لحاظ وزیر صاحب از روزی که وزیر شده به افشار که تدریسات ثانوی است هنوز نرفته میگه انجا بین هزاره ها است و من از قیافه هزاره متنفرم.
پس مشکل است این کار و برای من هم این کار خوب نیست خوب است نام رفیقت هزارگی نیست اما خودش هزاره است اگر با رفیقت بروی وزیر صاحب ناراحت میشه.

پول این را بگیر و خودش را بگو بیرون باشد تو خودت برو پیش وزیر اگر وزیر گفت رفیقت از کجاست بهانه کن بگو اصلا هزاره نیست مردمای کابل قدیم است.
در انصورت امر خواهد داد در غیر انصورت اگر بفهمد رفیقت هزاره است کارش را نمیکند و رفیقم (استاد وردکی) بمن گفت وزیر صاحب دیدن اش مشکل است هرکس نمیتانه او را ببینه افراد چون تو و تو باید بیرون باشی گفتم خیر است تو برو من فقط شهادتنامه کار دارم نه ترا نه وزیر را .
این استاد نا استاد هم چنین کاری را با من کرد و بیست هزار پول نقد را گرفت و تا فردای انروز ساعت ده شهادتنامه من را با خودش یگجا درست کرد.
این در حالی است که چند هزار محصل برای شهادتنامه سرگردان بود در افشار بعضا گریه میگرد میگفت بورسم سوخته بعدا میگفت دوروز مانده همین طور .
اما از وردگی ها ........
این است سرنوشت ما و وزیر ما 

امضا محفوظ

کاپی شده ازشبکه اطلاع رسانی افغانستان

+ نوشته شده در  Wed 2 Mar 2011ساعت ۱۲ ب.ظ  توسط basher   | 
بسم تعالی شانزدهمین سالروز شهادت بابه مزاری ابرمردتاریخ راخدمت همه شمادوست داران آن بزورگواروهمه قوم غیورهزاره درسرتاسرجهان ومخصوصآخانواده آن بزرگوارتسلیت عرض میدارام صبرجمیل برای خانواده آن ازخداوندآرزودارام وهمچنان درودفراوآن به شهدای گلگون کفن افشارکه بدون هیج گناهی فقط به خاطرهزاره بودن شهیدشدند بابه مزاری یگانه کسی بود که درافغانستان وحدت ملی راآرزوداشت ویکی ازکسان بودکه برای اولین بارموضوع مطرح کردکه به تمام ملت های ساکن درکشورحق وحقوق مساوی داده شوداومیگوفت که وحدت ملی بصورت نامساوی هیچ معنی ومفهومی ندارد رهبرشهیدهمیشه مدافع برحق ستم دیدگان ملت افغانستان بودوهیج گاهی درمقابل ستمگروفاشیست آرام نه نشسته ورهبرما اولین کسی بودکه که تیراول رابه سینه فاشیست نشانه گرفته است آری شهیدمزاری یکی ازدلسوزترین شخص به کشوربودورهبریت مردم غریب وعدالت خواهان جامعه را به عهده داشت ودرسال ۱۹۴۶م دردامن پاک میهن به دنیاه آمده ودریک خانه متدین وپاک بزرگ شده مردانه وشجاعانه پرچم مظلومیت ومحرومیت افغانستان مخصوصآهزاره ها رابه دوش گرفت وسرانجام توسط کوردلان وبه سوادان قهرمانه جام شهادت رانوشید اومیگفت که( زندگی هیچ وقت بدون شمابرایم ارزش نداردوازخداوندهیج وقت نمی خواهم که من بدون شماباشم)آری دوستان بخداسوگنداشک من جاری است مانندسیل بابه بودکه امروزهزاره هزاره است بابه بود که امروزمحصلین مآن دردانشگاه ها درس میخاندآن شهیدبودکه امروزدرغرب کابل هزاره هازندگی میکند(دوستان عزیزاگرکدام حروف اشتباه شده باشدببخشیدمراکوچک تان بشیر)

+ نوشته شده در  Tue 1 Mar 2011ساعت ۹ ب.ظ  توسط basher   | 

«آینده كودكان بسته به تربیت پدر و مادر است»«استوارتر از همه پیوندها، پیوندی است كه در میان مادر و فرزند برقرار است.»«اگر مادر نباشد، جسم انسان ساخته نمی‌شود و اگر كتاب نباشد، روح انسان پرورش نمی‌یابد»

«ای پدر و مادر، ای گم‌شدگان عزیز، من همه‌چیز خود را به شما مدیون هستم»«ای مادر، تو مانند ستاره مقدس در آسمان ابدیت، ثابت و درخشان خواهی ماند»«با پدر و مادر خود چنان رفتار كن كه از فرزندان خود توقع داری»«بچه‌ها تا كوچكند به ‌پدر و مادرشان مهر می‌ورزند، وقتی بزرگ شدند آن‌ها را به‌ محاكمه می‌كشند و گاهی نیز مورد عفو قرار می‌دهند»«تمام دخترها مثل مادرشان می‌شوند، چه فاجعه بزرگی برای دختر‌ها؛ هیچ مردی مثل مادرش نمی‌شود، چه فاجعه بزرگی برای پسرها»«صالح‌ترین فرزندان آن‌هایی هستند كه با اعمال خود باعث افتخار پدر و مادر خود شوند»«مادر آهن‌ربای قلب و ستاره قطبی چشم كودك است»«من از عشق بدم می‌آید برای این‌كه یك‌بار عاشق شدم و مادرم را فراموش كردم»«هیچ‌چیز به قدر دیدن یك مادر با بچه‌اش روح‌پرور نیست و هیچ‌چیز حس حرمت و تقدیس ما را هنگام تماشای مادری‌ كه بچه‌هایش وی را احاطه كرده‌اند، بیدار نمی‌كند»«هیچ‌گاه در زندگی نمی‌توانید محبتی بهتر، بی‌پیرایه‌تر و واقعی‌تر از محبت مادر خود بیابید»

+ نوشته شده در  Sun 27 Feb 2011ساعت ۱۲ ق.ظ  توسط basher   | 

روزی از گلی پرسیدم:”زندگی یعنی چی؟“

گفت:”زندگی چیزی نیست جز بوی خوش و عطر من”

از سنگی پرسیدم:”زندگی یعنی چی؟“

گفت:”زندگی چیزی نیست جز استواری و قدرت من”

از رودخانه پرسیدم:”زندگی یعنی چی؟“

گفت:”زندگی چیزی نیست جز طراوت و پاکی من”

از انسانی پرسیدم:”زندگی یعنی چی؟“

گفت:”زندگی چیزی نیست جز مهر و محبت درون من”

زندگی یعنی دلی را شاد کردن / اشک را از گونه‌ای پاک کردن
زندگی یعنی صدای عشق شنیدن / غم و اندوه را ندیدن
زندگی یعنی گل خورشید چیدن / دستی بر برگش کشیدن
زندگی یعنی سختی کشیدن / سرد و گرم روزگار را چشیدن
زندگی یعنی کتاب قصه خواندن / جمله‌ای زیبا به روی لب نشاندن
زندگی یعنی قدم برداشتن / بوته نیلوفری را کاشتن
زندگی یعنی سرودن / به هر جا پر گشودن
زندگی یعنی با همه همدل شدن / نقل یک محفل شدن
زندگی هر چه که هست / ما در آن شناوریم

+ نوشته شده در  Tue 15 Feb 2011ساعت ۶ ب.ظ  توسط basher   | 


دانایی توانایی به بار می آورد ، و دانش دل کهن سالان را جوان می سازد . فردوسی خردمند

گوش شنونده همیشه در جست و جوی سخن خردمندانه و حکیمانه است . فردوسی خردمند

خرد برترین هدیه الهی است . فردوسی خردمند

خرد و دانش مرد دانا در گفتار او هویداست . فردوسی خردمند

کسی که خرد ندارد همواره از کرده های خویش پشیمان و در رنج است . فردوسی خردمند

بی خردی اسارت بدنبال دارد .و خرد موجب آزادی و رهایی است . فردوسی خردمند

خرد مانند چشم هستی و جان آدمی است و اگر آن نباشد چگونه جهان را به درستی خواهی گذراند . فردوسی خردمند

اولین مرحله شناخت آفرینش همانا خرد است چشم و گوش و زبان سه نگهبان اویند که لاجرم هر چه نیکی و شر است از همین سه ریشه می گیرد .و افسوس که بدنبال کنندگان خرد اندکند باید که به سخن دانندگان راه جست و باید جهان را کاوش نمود و از هر کسی دانشی آموخت و یک دم را هم برای آموختن نباید از دست داد . فردوسی خردمند

خداوند درهای هنر را بر روی دانایان دادگر گشوده است . فردوسی خردمند

کسی به فرجام زندگی آگاه نیست ، خداوند هم نیازی به عبادت بنده ندارد . فردوسی خردمند

دانش ارزش آن را دارد که به خاطر آن رنج ها بکشی . فردوسی خردمند

به این زمین گرد که بسرعت می گردد بنگر که درمان ما در آن است و درد ما نیز ، نگاه کن و ببین که نه گردش زمانه آن را می فرساید و نه رنج و بهبودی حال بشر آن را به آتش می کشد ، نه آرام می شود و نه همچون ما تباهی می پذیرد . فردوسی خردمند

روح و روان و دل جهان روشن است و زمین را بی دریغ روشن می سازد خورشید از خاور برخاسته بسوی باختر که مسیری درست و بی نظیر است ای آنکه همچون آفتاب لبریز از نور و خردی تو را چه شده است که بر من نمی تابی ؟!! . فردوسی خردمند

چراغ مایه دفع تاریکی است ، بدی جوهر تاریکی در زندگی آدمی است ، که از آن دوری باید جست . فردوسی خردمند

بی خردی است، که بگویم کسی بدی را بی بهانه (دلیل )انجام می دهد . فردوسی خردمند

رنج منتهی به گنج را کسی خریدار نیست . فردوسی خردمند

اگر برای انجام کاری بزرگ ، زمان نداری .بهتر است بی درنگ آن را به دیگران بسپاری . فردوسی خردمند

کتاب زندگی گذشتگان ، جان تاریک را روشنی می بخشد . فردوسی خردمند

این جهان سراسر افسانه است جز نیکی و بدی چیزی باقی نیست . فردوسی خردمند

فرمان ایزد به جهانداران داد و دهش است . فردوسی خردمند

کسی که به آبادانی می کوشد جهان از او به نیکی یاد می کند . فردوسی خردمند

آنکه آفریننده و با فر است در این جهان رنج های بسیار خواهد خورد . فردوسی خردمند

از بزرگان تنها رنجهاست که باقی می ماند . فردوسی خردمند

جایگاه پرستش گران کوهستان است . فردوسی خردمند

آزادگان را کاهلی ، بنده می سازد . فردوسی خردمند

فرمانرویانی که گوش به فرمان مردم دارند در زندگی جز رامش و آوای نوش نخواهند شنید . فردوسی خردمند

کسی که بر جایگاه خویش منم زد بخت از وی روی بر خواهد تافت . فردوسی خردمند

خسروی بزرگتر ، بندگی بیشتر می خواهد . فردوسی خردمند

ابلیس مانند نیکخواهان پیش می آید ، ابتدا عهد و پیمان می گیرد ، سپس راز می گوید . فردوسی خردمند

آنگاه که هنر خوار می گردد جادو ارجمند می شود . فردوسی خردمند

دیوان که فرمانروا و دست دراز شدند سخن از نیکی را هم باید مانند راز گفت . فردوسی خردمند

جز مرگ را ، هیچ کسی از مادر نزاد . فردوسی خردمند

(کاپی شده ازیگ سایت)

+ نوشته شده در  Sat 12 Feb 2011ساعت ۱ ب.ظ  توسط basher   | 

  • امام علي ع فرمود : رياست ميدان آزمايش افراد است .
  •  امام علي ع فرمود : لجاجت به تدريج انديشه را نابود مي كند
  • امام علي ع فرمود : شادي مومن در چهره اش و اندوه او در قلبش است.
  • امام علي ع فرمود : اختلاف فكر را ريشه كن مي سازد.
  • امام علي ع فرمود : در دروغگو بودن كافي است كه شخص هر چه ميشنود نقل نمايد.
  • امام علي ع فرمود : بد گويي پشت سر ديگران آخرين كوشش ناتوان است.
  • امام علي ع فرمود : وقتي كارهاي استحبابي سبب ترك واجبات گردد مستحبات را ترك كن.
  • امام علي ع فرمود : از هر چيزي تازه اش را انتخاب كن ولي از دوستان كهنه اش را .
  • امام علي ع فرمود : چون ديدي خداوند پياپي بر تو نعمت ارزاني ميدارد از او بيشتر بترس.
  • امام علي ع فرمود : دشمنان تو سه کس هستند: دشمن تو ، دشمن دوست تو و دوست دشمن تو
  • امام علی ع فرمود : آن کس که از درون جان واعظی دارد خدا را بر او حافظی است
  • امام علي ع فرمود : چنان برای آینده برنامه ریزی کن که گویی هرگز نمیمیری و چنان آماده مرگ باش که گویی لحظه های آخر عمر را سپری می کنی
  • امام علي ع فرمود : روزیتان ضمانت شده و مامور به کردارید؛پس مبادا آنچه ضمانت شده،مهمتر ازچیزی باشد که به آن مامورید.
  • امام علي ع فرمود : هيچ چيز در دنيا ارزش آن ندارد كه به خاطرش به ماتم بنشيني و و هيچ چيز در دنيا لياقت آن ندارد كه به خاطرش مستانه فرياد شادي سر كني.
  • امام علي ع فرمود : به خشم درآوردن و شرمنده ساختن دوست، مقدمه جدایی از اوست
  • امام علي ع فرمود : اگر بر دشمنت دست یافتی ، بخشیدن او را شکرانه پیروزی قرار ده
  • امام علي ع فرمود : ناتوان ترین مردم کسی است که در دوست یابی ناتوان است و از او ناتوان تر آن که دوستان خود را از دست بدهد
  • امام علي ع فرمود : چون نشانه های نعمت پروردگار آشکار شد ، با ناسپاسی نعمت ها را از خود دور نسازید
  • امام علي ع فرمود : کسی را که نزدیکانش واگذارند ، بیگانه اورا پذیرا میگردد
  • امام علي ع فرمود : كسي كه به تو گمان نيكي برد، گمانش را (عملاً) تصديق كن.
  • امام علي ع فرمود : هرفریب خورده ای را نمی شود سرزنش کرد
  • امام علي ع فرمود : به هر چیز دنیا که بیشتر انس داری بیشتر از ان به ترس
  • امام علي ع فرمود : قربانگاه عقلها غالبا در پرتو طمعها است.
  • امام علي ع فرمود : ترس با ناامیدی وشرم با محرومیت همراه است و فرصتها چون ابرها می گذرند پس فرصتهای نیک را غنیمت شمارید
  • امام علي ع فرمود : آن کس که در پی آرزوی خویش تازد ، مرگ او را از پای در آورد.

 

+ نوشته شده در  Thu 3 Feb 2011ساعت ۷ ب.ظ  توسط basher   | 
میگویند در طول عمر چیزیکه به آن نرسیدم خوشبختی و سعادت است و از آنچه که محروم ماندم و کامم خشک و روحم پریشانست اقبال و بخت بلند و داشتن دنیاست و در این زمینه نه تنها خوشبختی و اقبال میسر نشد , بلکه بر تشنگی و نا آرامی های روحی ام نیز افزوده شد و امنیت و آرامش  فکری خویش را نیدر گفتگو و مصاحبه های انفرادی و جمعی با مردم فقیر و غنی در دور و بر دنیا در انتظار جمله ی بودم که بشنوم , ما و یا من آیا در زندگی خویش خوشبخت هستیم؟ آیا به سعادت و آرامش دنیایی رسیده ایم؟ که متأسفانه جواب همه نه و بطور همیشه و در هر لباسی که باشند منفی بوده و  هست و تا ابد نیز منفی خواهند بود, چرا؟ برای اینکه دنیا سرابی بیش نیست و عاقلان میدانند که انتهای بشر به کجا منتهی می شود.ز از دست داده ام.یکی از رازهای حیات بشری در دنیا و یا عالم هستی اینست که خوشبخت شدن برایش دشوار و رسیدن به  اهداف غایی برایش غیر ممکن می باشد و امروز شاهدیم که در دنیایی موجوده غنی و ثروتمندان بدتر از فقراه دچار استرس و بیماری روحی بوده و اگر به حقیقت تن بدهیم و صادقانه اعتراف کنیم , دنیا داران و ثروتمندان مجنون وار در پی سرمایه های هستند که هرچه انبار و ذخیره می کنند , برایشان کافی نیست و هرچه که بدست می آورند برایشان پایانی ندارد و بآلآخره در مسیر بدست آوردن ثروت آنقدر تلاش می کنند که حتی کام شان خشک و شب و روز شان در حسرت یک لحظه آرامش بوده و غصّه های درونی شان ناتمام است.

فقرا و مستمندان , اگر دچار بیماری روحی اندکی هستند ممکن غصّه های آنان غذای فردای شان باشند که سخت به آن محتاجتند و علت این احتیاج نیز آن است که تجاوز به حریم و حیات آنان صورت می گیرد و سرمایه های خدادادی شان بیغما رفته و اندکی هم , اگر دارند را نیز به بهانه های گوناگون از آنان سلب می کنند. امّا تنها چیزی که فقراه به آن مواجه نیستند از دست ندادن نعمت خواب گرانبها و گذاشتن سر بر بالیشت بدون دغده ی فکری و روحی می باشد که در ذات خود این نعمت بر اساس لازمه ی وجود نعمت بسیار بزرگ در زندگی محسوب می شود.

اینجا سوالی مطرح می شود که چرا این نعمت را فقراه داراست؟ در جواب باید گفت: برای اینکه مستمندان سرمایه ندارند که نگران آن باشند و نمیدانند بورس های اقتصادی دنیا چیست و نرخ دلار و پوند یعنی چه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Mon 31 Jan 2011ساعت ۱۱ ب.ظ  توسط basher   | 

   جاغوری ای سرزمین زیبای من


به سرزمین زیبا وسرسبزهزارگی ات بنازم        

به  آته و به  سه دسته جاغوری ات بنازم   
ازهوتقول و انگوری تا داود وزیرک               

                                   به حیدر وبه  قره در ناوه گری ات  بنازم  

ازلومان و بوسعید تامهاجرین وعجور            

                                   به سه پایه و علیاتوی باغوچری ات بنازم   

از سیداحمدو علودال تا تبرغنک ومنگه            

                                  به خاربید و  المیتوی ایزدری ات  بنازم 

از ده مرده و پاطو تا سنگ شانده و تبقوس      

                          به بابه و ایچه وشیرداغ تاپشی ات بنازم  

ازتایلم و اب برده تا سنگماشه و سبزچوب                

                                ا زششپر و شغله تا بیگ و قلندری ات بنازم  
به کوه های سفید پوشت  در فصل زمستان              

                             به برف جارو  و تو خانه و گرک زنی ات بنازم    

به توت وبادام و زردالو خسته  و کشته                 

                            به کاریزهای پرآب و قروت خانگی ات بنازم 
قاسمی نه یکبار بلکه هزار و هزار بار
به مردم غیور و باشهامت جاغوری ات  بنازم  

 

+ نوشته شده در  Fri 28 Jan 2011ساعت ۸ ب.ظ  توسط basher   | 

موفقیت یعنی از مخروبه شکست ، کاخ پیروزی ساختن

موفقیت یعنی از ناممکن ها ، ممکن ساختن

موفقیت یعنی همیشه جانب حق را نگاه داشتن

موفقیت یعنی ناکامی ها را جدی نگرفتن

موفقیت یعنی از تجارب انسان های موفق درس گرفتن

موفقیت یعنی اشتباه را پذیرفتن و تکرار نکردن آن

موفقیت یعنی با شرایط مختلف خود را وفق دادن

موفقیت یعنی حفظ آرامش در شرایط دشوار

موفقیت یعنی قدردان بودن

موفقیت یعنی خسته نشدن از مبارزه با دشواری ها

موفقیت یعنی خندیدن به انچه دیگران مشکلش می پندارند

موفقیت یعنی توانایی دوست داشتن

موفقیت یعنی به وظیفه خود خوب عمل کردن

موفقیت یعنی عاشق زندگی بودن

موفقیت یعنی صبور بودن

+ نوشته شده در  Fri 28 Jan 2011ساعت ۷ ب.ظ  توسط basher   | 
دموکراسی می گوید : رفیق حرفت را خودت بزن ،نانت را من می خورم!

مارکسیسم می گوید: نانت را خودت بخور ، حرفت را من می زنم!

...
فاشیسم می گوید : نانت را من میخورم ، حرفت را هم من می زنم ، تو فقط برای من کف بزن!

اسلام حقیقی می گوید: نانت را خودت بخور ، حرفت را هم خودت بزن ، من برای اینم که به حق برسی!

اسلام دروغین می گوید: تو نانت را بیاور بده به ما،ما قسمتی از آن را جلویت می اندازیم و تو حرف بزن

... اما حرفی را که ما می گوییم!

(دکتر علی شریعتی)

+ نوشته شده در  Fri 21 Jan 2011ساعت ۹ ب.ظ  توسط basher   | 
زندگی خوب
ای برادر از قدرت زیبایی و جوانی ات لذت ببر ویادت باشد که قدرت زیبایی و جوانی ات را نمی فهمی تا وقت که رنگ ببازد. اما باور کن بیست سال دیگر وقتی عکس هایت را نگاه کنی متوجه می شوی که چه امکانات در برابرت قرار گرفته بوده و چه قدر ظاهر دل انگیز داشتی. اینها را متوجه نیستی! آنقدر که فکر می کنی چاق نیستی. نگران آینده نباش و کوشش کن آینده ات را خوب بسازی ولی نگران نگرانی آنهایی باش که حل کردنش برای تو مثل آب خوردن است. مشکلات واقعی زندگی چیز هایی هستند که هرگزخطر ندارد مثل مشکلات هفته یی و ساعتی... که تو را به خودت می پیچاند. هر روز حد اقل دست به کارهایی بزن که از کارت منفعت ببری. با احساسات دل مردم با بی احتیاطی بر خورد نکن و با کسانی که با تو این برخورد را می کند کنار نیا. راحت باش وقت خود را با حسادت تلف نکن. گاهی انسان پیشه و گاهی ضعیف تر از دیگران این یک قاعده است. و درانتها یک راه به خود ایمان داشته باش و تعریف هایی که از تو می شود به خاطر بسپار و احانت ها را فراموش کن و در این مورد اگر موفق شدی به دیگران هم یاد بده. محبت و دلدادگی ها را حفظ کن و عمل کرد حساب بانکی ات را بریزد دور. سعی کن اگر نیمی فهمی با زندگی ات چه کار کنی احساس گناه را به خود راه نده. خیلی ها را می شناسیم که در بیست ودو سالگی هنوز نمی داند و خیلی ها را می شناسیم که چهل سالش دارد و هنوز نمی دانند. زیاد مشورت کن با زیر دستانت مهربان باش روزی دلت برای شان تنک می شود. شاید ازدواج کنی و شاید هم نکنی و شاید بچه دار شوی شاید هم نشوی شاید در چهل سالگی طلاق بگیری شاید درپنجاه سالگی سالگرد ازدواج ات بلند شوی و برقصی به هر حال هر کار می کنی زیاد به خودت قهر نشو. زیادی هم خودت را سرزنش نکن انتخاب تو در زندگی مثل دیگران فقط رویی شانس می چرخد. از بدنت لذت ببر و هر گاه می توانی ازش بهره ببر چون جسم تو بهترین افزار است که در اختیار تو قرار دارد. از نظر دیگران در مورد بدنت نترس به هر حال از خواندن مجله هایی زیبایی پرهیز کن چون باعث می شود که خود را زشت احساس کنی پدر و مادرت را بشناس هرگز نمی فهمی که چه وقت آنها را از دست می دهی. با خوهران و برادرنت مهرابان باش آنها بهترین رابطه تو با گذشته تو است و به احتمال زیاد در آینده نیز به همراحت خواهد بود. این را درک کن که دوستان می آید و می رود و مهدودیت که ارزش دارد نگهدار. سعی کن فواصل جغرافیایی را و تفاوت دید گاه ها را کم کنی چون هرچه از حیله بگزرد بشتر به کسانیکه درجوانی می شناختی نیاز پیدا می کنی. می توانی در نیویورک زندگی کنی اما پیش از اینکه به تو فشار وارد شود آنجا را ترک کن. می توانی در شمال کلیفورنیا زندگی کنی ام پیش از اینکه زیاد به تو خوش بگذرد آنجا را ترک کن. زیاد سفر کن با موهایت بازی نکن و گر نه در چهل سالگی هشتاد ساله به نظر می رسی. دقت کن به که نصیحت می کنی اما همیشه در برابر نصیحت صبور باش. نصیحت شکل از بیان عضو و پند به دیگران مانع از نابودی زندگی اش است آنرا جلا بده زشتی هایش را از بین می برد

+ نوشته شده در  Fri 21 Jan 2011ساعت ۹ ب.ظ  توسط basher   | 
 30 سال تلاطم جنگ وبحران نا امنی خانه وکاشانه ملیون ها افغانستانی را به اتش کشید وانها را آواراه ساخت. بیش از یک دهه است که آنها , با عبور از خطر صدها عقبه ای  مرگ آفرین راهی اروپا, استرالیا, کانادا وامریکا می گردند. اکنون در سال 2011 عملا دها هزار افغانستانی در این سو وآن سوی جهان بدون هیچ سرنوشت وآینده ای روشنی با انبوه ازمشکلات پرونده های پناهندگی  دست به گریبان است. فقدان آگاهی لازم از قوانین ومعاهدات بین المللی , عمده ترین مشکل است که علت اصلی بازگشت ویا اقامت طولانی آنهارا در کمپ ها تشکیل می دهد.

این نوشته ادعای طرح تمام مباحث پیرامون مسایل پیچیده پناهندگی را ندارد. وهم لازم نمی بیند , تا بحث های بیشتر تئوریک را, برای پرونده های استثنای سیاسی , عقیدتی ویا اقتصادی ... طرح نماید. البته که کیسهای عادی وغیر عادی هرچند با استدلال های متفاوت اما هردوباید ازمبنای توجیهی علتهای که در معاهدات بین المللی زکر شده است بر خور دار باشد. توجه نوشته موجود بیشتر معطوف به کیس های معمولی هم وطنانم است که بر اثر جنگهای ضد انسانی طالبان این وارثان جاهل تاج وتخت حکومت های فاشیستی , از وطن آواراه شده است. مطالب این نوشته به خاطر ساده سازی , بشکل جوابیه ای توضیحی چند سوال معین , ترتیب یافته است.

تقاضای پناهندگی دراروپا واسترالیا, براساس معیار های امروز, معاهدات بین المللی, می تواند انواع مختلف داشته باشد. کیس های سیاسی , فرهنگی , عقیدتی ,نژادی, مذهبی , اجتماعی واقتصادی هر کدام مفهوم ومعیارهای عمومی وخصوصی مناسب خودرا دربحثهای حقوق بین الملل می تواند داشته باشد. پناهندگان افغانستانی دراروپا  واسترالیا ,معمولایکی از علتها ویا چندین علت فوق را برای توجیه کیس های پناهندگی خودباید مطرح نمایند. توجیه تمام علتهای فوق به دلیل واقعیت بحران ناامنی وجنگ در افغانستان , برای ارگانهای اروپای, استرالیای , کانادای وامریکایی, مربوط پناهندگی قابل قبول است. البته در صورت که ادعا, مبنای حقوقی داشته وبا مدارک معتبر, منطقی ویا توضیحات قناعت آوری همراه باشد
+ نوشته شده در  Tue 4 Jan 2011ساعت ۱۱ ب.ظ  توسط basher   | 

زادگاه

رهبر شهيد عبدالعلی مزاری در سال ۱۳۲۶ هجری شمسی در روستای نانوايی چهار کنت از توابع ولايت بلخ چشم به جهان گشود. پدرش حاجی خداداد زراعت پيشه و مالدار بود. خانواده حاجی خداداد اصلا از سرخجوی ورس به ترکستان مهاجرت کرده بودند ـ دورانی که عبدالعلی مزاری به دنيا آمد، خانواده ی او چون بسياری های ديگر در زمستان به قشلاق و در تابستان به ييلاق می رفتند. عبدالعلی نيز چون ديگر اطفال در دامداری و زراعت به خانواده کمک می کرد. در کنار اين دروس ابتدايی را زمستان ها در مدرسه ی نانوايی فرا گرفت. سپس به صورت تمام وقت تعليمات دينی را در مدرسه چهارکنت و مزار شريف ادامه داد.

حصیلات ابتدایی

عبدالعلی در نوجوانی، پر شور و دلير بود. وقتی در مدرسه ی چهارکینت درس می خواند، به انتقاد از بی کفايتی مسولين مدرسه پرداخت و در يک مورد خواستار تقسيم گندم مدرسه ميان طلاب فقير شد. وقتی مسولين به اعتراضات او و طلاب توجه نکردند، عبدالعلی با جمعی از دوستانش قفل انبار مدرسه را شکستند و به دست خود گندم را ميان طلاب فقير توزيع کردند.

رهبر شهيد هنوز بيست ساله نشده بود که با چهره های مبارز زمانش آشنا شد. در همين سنين است که با شهيد اسماعيل بلخی از نزديک آشنا می شود و بلخی، عبدالعلی جوان را تشويق به تداوم تحصيل و خدمت عسکری می کند. در سال ۱۳۴۸ هجری شمسی رهبر شهيد به خدمت عسکری می رود و دوران عسکری را در کابل، خوست و گرديز سپری می کند. در ضمن خدمت، درسش را نيز نزد يک مولوی سنی مذهب افغان ادامه می دهد.

خدمت سربازی برای مزاری بسيار آموزنده بود. از يکسو به او کمک شد که با محروميت هزاره های ديگر مناطق افغانستان آشنايی بيشتر پيدا کند و از سوی ديگر محروميت اقوام غير هزاره کشور را نيز از نزديک مشاهده نمايد. علاوه بر اين، بيش از پيش با ساختار پر از فساد و تبعيض دولت حاکم آشنا گشت.

ادامه تحصیلات در خارج

عبدالعلی با ختم خدمت سربازی مدت کوتاهی در افغانستان می ماند. بعد چون بسياری های ديگر برای ادامه ی تحصيلاتش به ايران می رود. در سال 1350 هجری شمسی قم را به عنوان محل تحصيلش انتخاب می کند. اين سالها در ايران اوج مبارزات ضد شاهنشاهی است. مبارزات ضد سلطنتی مردم ايران و فضای سياسی و فکری آن روز حوزه علميه قم، مزاری را بيشتر از گذشته به فعاليت های سياسی و جريان های انقلابی علاقمند می سازد. نظام فرسوده ی شاهی افغانستان بدتر از شاهنشاهی ايران غرق فساد بود. او افغانستان و محروميت ها را ديده بود. با حلقات مبارزان شيعه و هزاره افغانستان ارتباط و دوستی نزديک داشت. بنابرين مزاری در مدت کوتاهی با رهبران انقلاب ايران آشنا شد. سفری به نجف رفت و با آيت الله خمينی از نزديک ديدار کرد. بعد از سفر نخستش چندين بار ديگر نيز به نجف رفت و آمد نمود.

سال های اقامت مزاری در ايران، عراق، سوريه، پاکستان و ترکيه پر از شور و تلاش بود. رهبر شهيد در کنار فعاليت های سياسی و همکاری و همفکری با شخصيت های رده اول انقلاب، در سال 1355 موفق شد تا درس سطوح حوزه را به پايان برساند.

فعالیت های سیاسی

سرانجام فعاليت های گسترده سياسی «رهبر شهيد» باعث بازداشت او توسط سازمان امنيت و اطلاعات کشوری ايران شد و او را چندين ماه در زندان اوين تهران زندانی و شکنجه کرد. تا اينکه در سال 1365 هجری شمسی توسط ساواک از ايران اخراج شد. مزاری به کابل رفت و در کابل با ديگر مبارزان شيعه و هزاره اقدام به تشديد فعاليت های سياسی و فرهنگی نمود. از جمله کتابخانه ای در شهر مزار شريف ايجاد کرد.

در خزان 1365 هجری شمسی برای بار دوم به ايران سفر کرد. چون در ايران تحت تعقيب و ممنوع الورود بود، مجبور شد که به نام بدل و به صورت مخفيانه وارد ايران شود. برای جلوگيری از بازداشت دوباره توسط «ساواک» جای ثابتی برای اقامت نداشت و مدام در رفت و آمد ميان کشورهای عراق، ايران، سوريه، ترکيه و پاکستان بود. در سال 1357 تحولات بزرگی در منطقه روی داد. در ايران انقلاب اسلامی به رهبری آيت الله خمينی به پيروزی رسيد و در افغانستان کودتای هفت ثور اتفاق افتاد. به دنبال کودتای هفت ثور و قيام سه حوت 1357 مردم چهارکینت، «رهبر شهيد» به زادگاهش بر گشت و در کنار مجاهدين به جنگ مسلحانه با دولت خلق و پرچم و متجاوزان شوروی پرداخت. در همين سال ها با همکاری و هماهنگی جمع کثيری از مبارزان شيعه و هزاره سازمان نصر افغانستان را بنيان گذاشتند.

رهبر شهيد در سال 1360 هجری شمسی برای اکمال و تدارکات جبهات دوباره مجبور شد تا به خارج سفر کند. بعد در سال 1365 به افغانستان بازگشت و اين بار تلاش نمود تا جبه هات گوناگون و بعضا متخاصم را متحد سازد. در اين راستا تقريبا از تمام جبه هات مجاهدين هزاره بازديد کرد. ثمره تلاش او و بسياری از ديگر فرماندهان و رهبران جبه هات جامعه هزاره در سال 1368 به ثمر نشست. تقريبا تمام احزاب سياسی هزاره در باميان با امضای «ميثاق وحدت» حزب وحدت اسلامی افغانستان را بنياد گذاشتند. تشکيل حزب وحدت اسلامی همانگونه که در تاريخ جامعه هزاره برجسته و ماندگار است، «رهبر شهيد» را نیز وارد مرحله ای تازه از زندگی سياسی ـ فکری اش کرد.

در سال 1368 هجری شمسی با تثبيت جايگاه حزب وحدت در داخل، «رهبر شهيد» همراه ديگر رهبران جامعه هزاره برای معرفی بيشتر حزب وحدت و مشوره با مردم و مسولين خارج از کشور به پاکستان و بعد به ايران سفر کردند. اين سفر تقريبا تا سال 1370 هجری شمسی ادامه يافت. در اين مدت، هيأت حزب وحدت با استقبال پر شور و بی سابقه ی مهاجرين خارج از کشور روبرو شد و اکثر مسولين خارج از کشور احزاب جامعه ی هزاره از تشکيل حزب وحدت استقبال و حمايت کردند. در اين مقطع تنها شيخ آصف محسنی قندهاری، رهبر حرکت اسلامی افغانستان با تشکيل حزب وحدت به بهانه های مختلف مخالفت نمود و تا پايان حاضر به همکاری نشد.

«رهبر شهيد» در سال 1370 تصميم گرفت که از طريق ولايت فراه به هزاره جات بازگردد. در مسير راه کاروان «رهبر شهيد» در ولايت فراه مورد حمله دشمن قرار گرفت و برای مدت طولانی از سرنوشت ايشان اطلاعی در دست نبود. در اين مدت، شخصی از علمای پشتو زبان و اهل سنت به نام محمد علی فراهی از دوستان دوران عسکری «رهبر شهيد» به ايشان پناه می دهد تا زمينه برای رفتن به باميان فراهم شود.

شورای مرکزی حزب وحدت در سال 1370 هجری شمسی، عبدالعلی مزاری را رسما به عنوان دبيرکل شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی انتخاب کرد. اين انتخاب در وقتی صورت گرفت که از سرنوشت ايشان در ولايت فراه اطلاع دقيقی در دست نبود.

در اوايل زمستان 1370 هجری شمسی «رهبر شهيد» بعد از پشت سرگذاشتن خطرات بسيار از طريق ولايت فراه خود را به باميان رساند. چندی بعد از اين، هيأتی به نمايندگی از نظاميان سه قوم ازبيگ، تاجيک و هزاره در دولت کابل با حزب وحدت اسلامی تماس می گيرند. «رهبر شهيد» و حزب وحدت در ضمن حمايت از قيام آنان، هيأتی را به تالقان و پنجشير می فرستد تا با احمد شاه مسعود و ديگر فرماندهان جمعيت اسلامی در اين راستا هماهنگی کنند.

سرانجام به دنبال هماهنگی و همکاری حزب وحدت، شورای نظار و نيروهای ازبک و ترکمن قيام بر ضد دولت نجيب از صفحات شمال آغاز شد و در مدت کوتاهی دولت در سرتاسر افغانستان سقوط کرد و کابل نيز به دست نيروهای مخالف دولت افتاد. «رهبر شهيد» به دنبال سقوط دولت از طريق مزار شريف وارد کابل می شود و در غرب کابل مستقر می گردد.

استقرار مزاری در کابل، سر آغاز مقاومت پر افتخاری است که در تاريخ جامعه ی هزاره و افغانستان تعبير به «مقاومت غرب کابل» می شود. پيروزی مجاهدين، سقوط دولت نجيب و به قدرت رسيدن دولت ربانی محصول همکاری و هماهنگی سه جريان حزب وحدت، شورای نظار و نيروهای جامعه ازبک و ترکمن بود. اما شورای نظار بعد از جابجايی در کابل بر خلاف تصور همه در صدد حذف متحدين ديروزين خود ـ حزب وحدت اسلامی و جنبش ملی اسلامی برآمد. هزاره ها و ازبک ها و ترکمن ها با جان نثاری و قبول خطرات بسيار زمينه را برای به قدرت رسيدن دولت ربانی فراهم کردند و شورای نظار با تکيه به اين دو نيرو جايگاه خويش را در کابل در برابر حزب اسلامی و ديگر رقيبانش تحکيم بخشيد. اما با اين وجود، انحصار طلبی و تماميت خواهی شورای نظار به حدی اوج گرفته بود که از درک اين واقعيت بسيط عاجز بودند و نمی توانستند درک کنند که بدون نيروهاي که آنان را به قدرت رسانيده بودند، توان اداره کشور را ندارند. در نتيجه، مزاری بر خلاف تصورات پيشينش در غرب کابل رهبری مقاومت بر ضد دولتی را بر عهده گرفت که در پيروزی آن خود نقش محوری و تعيين کننده داشت. مقاومت حزب وحدت بر ضد تهاجمات دولت ربانی تقريبا سه سال به درازا کشيد. در اين مدت، تشکيل شورای هماهنگی متشکل از حزب وحدت، جنبش ملی اسلامی، حزب اسلامی و جبهه نجات از ابتکارات «رهبر شهيد» بود. حزب وحدت در برابر تهاجمات سنگين دولت ربانی که عموما از هوا و زمين صورت می گرفت يکی از بی نظيرترين مقاومت های تاريخ کشور را در برابر دولت های مزدور و خودکامه به يادگار گذاشت.

دولت ربانی علاوه بر تحميل جنگ های خونين و تصفيه قومی در بعضی محله های غرب کابل، تلاش نمود تا حزب وحدت را از درون متلاشی کند. با هزينه بسيار عناصری را در درون حزب وحدت پرورش داد که منجر به جنگ 23 سنبله 1373 شد. 23 سنبله با تمام سختی ها و تلخی هايی که برای مقاومت غرب کابل داشت در فرجام عمليات ناموفق برای دولت ربانی بود.

شهادت بابه مزاری

در اواخر سال 1373 جنبش نوظهور طالبان تا نزديکی های کابل پيشروی کردند. ظهور طالبان تمام معادلات قدرت در افغانستان و مخصوصا در کابل و اطراف آن را دگرگون نمود. «رهبر شهيد» در آغاز با فرستادن بخشی از زبده ترين نيروهای خويش به ولايت غزنی به مقاومت در برابر پيشروی طالبان پرداخت. نيروهای اعزامی حزب وحدت در آغاز موفق شدند مواضع طالبان را در اطراف شهر غزنی متصرف شوند. اما به دنبال عدم همکاری نيروهای محلی آنان نتوانستند جبهه ای موثر بر ضد طالبان در غرنی فعال سازند.

با شکست طرح فعال ساختن جبهه در ولايت غزنی، «رهبر شهيد» مذاکرات با طالبان را که از چندی پيش آغاز شده بود جدی تر دنبال نمود. در عين زمان در تلاش بود تا به توافقاتی با دولت ربانی نيز دست يابد. با کنار رفتن حزب اسلامی و مستقر شدن طالبان در چهار آسياب غرب کابل در محاصره کامل قرار گرفت. «رهبر شهيد» تلاش بسيار نمود تا با يکی از دو طرف به توافق برسد. تلاش ها در راستای توافق با دولت و پيشنهاد دفاع مشترک بی نتيجه بود. در آخرين روزهای مقاومت غرب کابل، نيروهای دولتی حملات بسيار شديدی را از مناطق مختلف بالای غرب کابل از زمين و هوا آغاز کردند. در اين جنگ ها بر خلاف گذشته از يکسو حزب وحدت در محاصره و تمام راه های اکمالاتش را از دست داده بود و از سوی ديگر در برابر حملات دولت تنها دفاع می کرد. حزب اسلامی کاملا از خطوط اول عقب نشينی کرده بود و نيروهای جنبش نيز کارآيی سابق خود را نداشتند.

سرانجام با وجود تلاش های مداوم سياسی و مقاومت بی نظير نظامی، حزب وحدت اسلامی در غرب کابل شکست خورد و «رهبر شهيد» در ۲۲ حوت 1373 در چهارآسياب به دست طالبان به شهادت رسيد. شهادت مزاری جامعه هزاره را تکان داد. طالبان تلاش نمود تا از پذيرش مسوليت شهادت «رهبر شهيد» شانه خالی کند و شهادت او را بيشتر يک سانحه هوايی وانمود سازد.

آری، عاقبت مزاری در ۲۲ حوت 1373 شهيد شد. مقاومت غرب کابل شکست خورد. هزاره ها در پايان يک صد سالگی مقاومت خويش بزرگ ترين رهبر تاريخ معاصرشان را از دست دادند. اما مزاری از غزنه تا باميان، از باميان تا بلخ، از ميان دره ها و کوه های سر به فلک کشيده هزارستان با تن پاره پاره، با چهره ای سرخ، زمستان سفيد مردمش را خونين تن کرد تا عدالتخواهی را به دروازه هر خانه قومش ببرد و در زمستان انسانيت و عدالت و در عصر طالبان ستم و دولتمردان جنايت، عدالتخواهی را هميشگی سازد و حقانيت مقاومت برای حق را شهادت دهد. مزاری با خون سرخش عدالت را به گستردگی وطنش به ياد ها داد و در زندگی اش از حق هر شهروند وطنش گفت و با شهادتش درستی اين باور خويش را ثبت تاريخ کرد.

سرانجام در آغاز فصل لاله های سرخ ترکستان، در بهار 1374، مزار مزاری اش را به آغوش کشيد، عبدالعلی، فرزند پرشور و دليرش را که برای هميشه بابه مزاری مردم شده است.

روحش شاد، راهش پر رهرو و آرمان های انسانی اش جاودانه باد!

+ نوشته شده در  Tue 4 Jan 2011ساعت ۱۰ ب.ظ  توسط basher   | 

تصویر خیلی زیبایی  از مزار شریف در شمال افغانستان

+ نوشته شده در  Sun 26 Dec 2010ساعت ۲ ب.ظ  توسط basher   | 
: در قلب خود بنویسید هر روز بهترین روز سال است. "امرسون"

00026: هیچ چیز بدتر از این نیست که مردمی هرگز در زندگیشان رنجی نبرده باشند. "ژوزف دومتر"

00025: هیچ کس بدبخت تر از کسی نیست که هرگز به بلا و مصیبتی گرفتار نشده باشد. "جرمی تیلور"

00024: شوخی نابگاه همیشه به غم و اندوه مبدل می شود. "سروانتس"

00023: نه طوطی باش که گفته دیگران را تکرار کنی و نه بلبل باش که گفته خود را هدر دهی. "سعید نفیسی"

00022: خشم بی حد گرفتن وحشت آورد و لطف بی وقت هیبت ببرد. "سعدی"

00021: خردمند کسی است که گفتارش را کردارش تصدیق کند. "نصیحه الملوک"

00020: آیا در دنیا کسی آنقدر عاقل است که از تجارب دیگران عبرت بگیرد. "والتر"

00019: آنگاه که خرد مغلوب غضب نوست خود را از افراد انسان حساب مکن. "زیمقراطیس"

00018: هیچ شعری شاعری ندارد، هر خواننده ی شعری شاعر آن لحظه ی شعر است. "پابلو نروادا"

00017: می توانید انسانی را به کسب دانش رهنمون کنید اما نمی توانید او را وادار به اندیشیدن کنید. "اف پی دانسی"

00016: آنقدر شکست می خورم تا راه شکست دادن را بیاموزم. "پطر کبیر"

00015: پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری، بلکه آن است که بعد از هر زمین خوردنی برخیزی. "مهاتما گاندی"

00014: نمی توانیم کاری کنیم که مرغان غم بالای سر ما پرواز نکنند اما می توانیم نگذاریم که بالای سر ما آشیانه بسازند. "مثل ژاپنی"

00013: نشانه مهارت دانستن بیشترین ها در مورد کوچکترین هاست. "اچ لاکسی"

00012: مغرور بودن به دانش خود بدترین نوع جهالت است. "جرجی تایلر"

00011: مردمان غالباً نقص دلیل خویش را با خشم می پوشانند. "آلجر"

00010: کسی که خشم خود را دنبال کند خود را ضایع کرده است. "بیهقی"

00009: خطاهای بشر اول رهگذر و بعد میهمان و چندی نمی گذرد که صاحب خانه می شوند. "ولتر"

00008: چرب زبانان اغلب نیتی ناپاک در ذهن می پرورانند. "ولتر" 

00007: تنبیه در هنگام خشم اصلاح نیست بلکه انتقام است. "مونت نین"

00006: تمام مصیبت هایی که بر ما وارد می شود مربوط به یک نفر است و آن هم خود ما هستیم. "ناپلئون"

00005: بعضی ها شکست نفسی می کنند تا خود را بیشتر از آنچه هستند نشان دهند. "وی وید"

00004: برد باری در زمان خشم و خوشرویی هنگام حسرت مشکل ترین کارهاست. "بقراط"

00003: انسان خوشبخت آن کسی است که حوادث را با تبسم و اندکی دقت به علت وقوع آن تلقی و قبول نماید. "مترلینگ"

00002: انسان برای پیروزی آفریده شده است، او را می توان نابود کرد، اما نمی توان شکست داد. "ارنست همینگوی"

00001: اگر بر ناتوانی خشمگین شوی دلیل بر این است که قوی نیستی. "ولتر"

+ نوشته شده در  Wed 22 Dec 2010ساعت ۸ ب.ظ  توسط basher   | 
دو اتاق در مجاورت هم قرار دارند.
هر کدام یک در دارند ولی هیچکدام پنجره ندارند.
درهایشان که بسته باشد درون اتاقها کاملا تاریک است.
در یک اتاق سه چراغ برق به توانهای ۱۰۰، ۱۱۰ و ۱۲۰ وات و در اتاق دیگر سه کلید برق مثل هم وجود دارد.

ما نمیدانیم کدام کلید کدام چراغ را روشن میکند (مثلا نمیدانیم آیا کلید وسطی مربوط است به چراغ وسطی یا به چراغهای دیگر اما بطور قطع میدانیم که هر کدام از کلید ها یکی از چراغها را روشن میکند. همچنین ترتیب چراغها را هم نمیدانیم ).

شما معلوم کنید که هر کلید مربوط به کدام چراغ است؟

برای اینکار و در شروع، شما باید در اتاق کلیدها باشید و کار را از آنجا شروع کنید.
شما میتوانید هر چند مرتبه که بخواهید کلیدها را روشن و خاموش کنید.
اما شما تنها هستید و نمیتوانید از کسی کمک بگیرید
و هیچگونه وسیله ای هم خواه برقی خواه غیر برقی بهمراه ندارید
و مهمتر از همه اینکه شما حق ندارید بیش از یکبار وارد اتاق چراغها شوید
و وقتیکه وارد شدید و بیرون آمدید، دیگر نمیتوانید مجددا وارد آن اتاق بشوید.حال بفرمایید که هر کلید کدام چراغ را روشن می کند؟جواب.یکی از کلید ها را روشن کنید و یکی دو دقیقه بعد آنرا خاموش نمایید.
حالا کلید دیگری را روشن کنید و به اتاق چراغها بروید.
چراغی که روشن است مربوط است به کلید دوم.
دو چراغ دیگر را لمس کنید،
آنکه گرم است مربوط است به کلید اول و البته آنکه سرد است مربوط است به کلید سوم است.

اگر شما نتوانستید این معما را حل کنید یقینا به این دلیل بوده است که به فیزیک معما که همانا حرارت تولید شده در چراغها است توجه نداشتید و فکر خود را متمرکز بر تناظر چراغها و کلیدها نمودید، راه حلی که هرگز شما را به جواب نخواهد رساند. توان چراغها هم هیچ ربطی به حل معما ندارد و فقط برای گمراه کردن شما در معما گنجانده شده است
+ نوشته شده در  Sat 18 Dec 2010ساعت ۱۲ ق.ظ  توسط basher   | 
اگر مهربان باشيد، آدمها شما را به خود شيرينی متهم می کنند! اما شما همچنان مهربان بمانيد.

اگر با ديگران رو راست باشيد. ديگران شما را فریب خواهند داد! با این وجود چون آب زلال و صادق بمانید.

اگر شما برای زندگی بهتر تلاش کنيد، ديگران برچسب حرص و طمع به شما خواهند زد .

اما شما سخت کوشانه به جلو رويد.

اگر اميد به ديگران ارزانی داريد شما را خوش خيال می پندارند .

اما شما چون فانوس به شب های تار بي اميدی بتابيد .

اگر به شادی و آرامی برسید، دیگران حسادت می کنند!

با این وجود شادمانی کنيد. و شادي هايتان را تقسيم کنيد.

خوبی های امروزتان را فردا فراموش می کنند!

اما شما همچنان خوب بمانيد و خوبی کنيد

وقتی شما چشمان خود را به اشتباه و ضعف ديگران می بنديد ديگران ممکن است شما را ساده لوح بپندارند!

اما همچنان از کنار اشتباه ديگران بگذريد.

اگر شما عاشق باشید، دیگران شما را دیوانه و مجنون خطاب خواهند کرد.

اما شما همچنان عاشق بمانید و به این موهبت ببالید

سنجش های ديگران و قضاوتهای آنان مهم نیست!

تنها داوری و قضاوت خدا مهم است.

خداوندی که همه چيز را می بيند و می شنود

و همه به سوی او بازخواهيم گشت.این مطالب جالب رادوست بسیاشیرین ومهربانم محمودآرمان که که درکشورروسیه مشغول تحصیل است ارسال نموده

+ نوشته شده در  Sat 18 Dec 2010ساعت ۱۲ ق.ظ  توسط basher   | 

طالب مجهول الهویه: اگر به جای رئیس جمهور بودم به هر یک از شبه نظامیان یک شغل خوب، خانه مناسب و معاش ماهیانه ای مقرر می نمودم تا از این پس طالبان دیگر جیره خور خارجیان نباشند و دست از مخالفت با دولت من بردارند.

وزیر اقتصاد: اگر به جای رئیس جمهور بودم برای اینکه از شر حضور خارجیان در افغانستان خلاص شوم، طرح هدفمند کردن یارانه ها را در کشور اجرا می نمودم تا خارجیان تحت فشارهای اقتصادی مجبور شوند به کشورشان بازگردند.

نماینده سابق پارلمان: اگر به جای رئیس جمهور بودم اعلام می کردم که در دومین دور انتخابات پارلمانی تقلب گسترده صورت گرفته و از آنجایی که شرایط برای برگزاری انتخابات مجدد وجود ندارد، همان نمایندگان سابق یک دوره پنج ساله دیگر وکیل مجلس باشند.

میرویس کرزی: اگر به جای پدرم رئیس جمهور بودم با استفاده از اختیاراتم، طی این ده دوازده سال خدمتم، نظام جمهوری را به نظام سلطنتی تغییر می دادم تا ریاست در خاندانم پس از من موروثی گردد.

دهقان: اگر به جای رئیس جمهور بودم دستور می دادم تا همه تریاک کشت شده در سراسر ولایات توسط دولت خریداری شود تا علاوه بر اینکه توزیع مواد مخدر در انحصار دولت در آید، وزارتخانه مبارزه با مواد مخدر هم که با صرف هزینه های گزاف کارآیی مفیدی ندارد، نیز منحل شود.

یکی از باشندگان قندهار: اگر به جای رئیس جمهور بودم حیطه اختیارات برادرم را گسترش می دادم تا حدی که برادرم کنترل ولایات جنوبی را بر عهده گیرد و بدین طریق از وظایف دولت مرکزی کاسته شود تا بار سنگین اداره کشور تنها بر دوش شخص من نباشد.

داکتر عبدالله: اگر به جای رئیس جمهور بودم و در انتخابات پیروز میشدم با دیگر رقبای بازنده ام بیشتر مراعات می کردم و برای دلجویی از آنان یک پست دولتی هرچند ناچیز به هر یک از آنان می دادم تا آن کاندیدان شکست خورده دچار افسردگی روحی نشوند.

یکی از رهبران سابق: اگر به جای رئیس جمهور بودم هر یک از بزرگراه ها مرتبط بین ولایات و خیابانهای اصلی شهرهای سراسر کشور را به نام یکی از رهبران سابق نام گذاری می کردم تا مردم همیشه بیاد داشته باشند که این رهبران با افغانستان چه کرده اند.

+ نوشته شده در  Fri 10 Dec 2010ساعت ۱۲ ق.ظ  توسط basher   | 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

السلام علي الحسين وعلي علي ابن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين

 

                      مثلي لا يبايع مثله                            

 

1-ماه محرم الحرام يکي از ماههاي عجيب و غريب سال قمري است که عزاداران حسيني و صاحب دلان معارف والايي از ان صيد مي کنند.

در اين ماه که خاندان اهل البيت پيامبر اکرم به مذبح و مقتل کربلا کشانده شد و سبط پيامبر با طرزفجيع ي به شهادت رسيد  مي توان آن را ماه غم و اندوه ناميد .لذا قبل از ورود به مباحث لازم مي نمايد که ابتدايا از ولادت و بيوگرافي شهيد اين ماه سخن رانده شود.

امام حسين (ع)که سيد شباب اهل الجنه است در سوم شعبان سال چهارم هجري متولد شد هر چند که پنجم شعبان و آخر ماه ربيع الاول و سيزدهم رمضان نيزجزء ايام ميلاد آن حضرت که مورد اختلاف است ليکن روز سوم شعبان گويا سنديت و قطعيت زيادي يافته 

در مورد حوادثي که در هنگام ولادت امام حسين(ع) رخ داده است همگي حکايتگر شرافت و جلالت شخصيت آن بزرگوار است و نشانه ي قرب و کرامت امام حسين (ع) عند الله و نزد ملايکه مقرب الهي است .

منقول است که جبرييل به همراه گروه بيشماري از ملايکه ماموريت يافتند که از طرف خداوند تبريک و تهنيت و سلام خداوندرا به پيامبر ابلاغ کنند در بين راه جبرييل به جزيره ي رسيدند که جايگاه يکي از فرشتگاني بود به نام فطرس که به سبب کندي در اعمال خويش مطرود درگاه خداوند واقع شده بود ملک فطرس نيز با جبرييل و ملايکه ديگر وارد خانه پيامبر شدند و فطرس سرگذشت خويش را براي پيامبر باز گو نمودپيامبر فرمودند که اي فطرس پروبال خود را به مولود امام حسين (ع)بمالد تا خداوند از خطا و اشتباهت در گذرد و مورد پذيرش آستان الهي قرار گرفت و به درگاه الهي مجددا بار يافت .

 

2-ماه محرم الحرام را براي عارفان و سالکان ماه ويژه ي است جهت تصفيه و تهذيب جان و روان تا درجات و مراحل سلوک الي الله را سپري کند .يکي از اين اعمال ويژه در ماه محرم کم خوري و کم نوشني و کم خوابي و کم گويي است علي الخصوص در تاسوعا و عاشورا و شب يازدهم فقط نان خالي بخورد و در اين روز عاشورا از خوردن و آشاميدن و ديدار با برادران ديني کم کند و تنها و تنها در خانه ي خود در خلوت خاصي به غم و اندوه بپردازد و از اعمال مبارک و مثمر ديگري در اين ماه محرم قرائت زيارت عاشورا در دهه ي اول است که هر روز با قرائت زيارت عاشورا امام حسين (ع)را زيارت کند.

3-بهتراين است که توجه خاص به تهذيب نفوس پرداخته و با توسل به خاندان نبي اکرم به ويژه امام حسين(ع)توفيق طهارت دروني و نورانيت دل و روح را دريابد و حتي اولي است که اعمال عزاداري خود با اخلاص و حضور قلب اتيان کند و ازورود رياءو شرک خفي به درون روح و روان جلوگيري کندازيرا که اعمال عبادي ريايي هر چند که فراوان باشند هيچ ارزش و بهايي ندارد .لذا بجاست که مراقبت شديد از دل کند و آنرا حرم امن الهي قرار دهد.[ نویسنده بشیر]


+ نوشته شده در  Tue 7 Dec 2010ساعت ۸ ب.ظ  توسط basher   | 

زندگی گره ای نیست که در جست و جوی گشودن آن باشیم. زندگی واقعیتی است که باید آن را تجربه کرد.

به قدر کافی نادان باش تا معجزه را باور کنی

به قدر کافی ضعیف باش تا بدانی که نمی توانی            .

به قدر کافی عاقل باش تا بدانی همه چیز را نمی دانی.

به قدر کافی قوی باش تا هر روز با دنیا روبه رو شوی.

باران باش، که در باریدنش علف هرز و گل سرخ از برایش یک معناست 
بالاتر از همه چیز این‌است‌که با خودمان صادق باشیم....                  ویلیام شکسپیر

+ نوشته شده در  Sun 5 Dec 2010ساعت ۳ ق.ظ  توسط basher   | 

مرگ پناهجویان افغانستانی در یونان وایتالیا

سخنگوی گارد ساحلی بندر “انکونا” در ایتالیا، به خبرنگاران گفته است که دونفر از پناهجویان افغانستانی که دریک لاری باربری خودرا جاسازی نموده بودند؛ بعد ازظهر پنجشنبه دوم ماه دسامبر سال جاری، قبل از رسیدن کشتی حامل آنها به بندر انکونا (Ancona) در مرکز ایتالیا، در اثر نبود اکسیژن جانهای شانرا ازدست داده اند. گفته می شود این دو پناهجوی افغانستانی از شهر پاترای یونان برای رسیدن به ایتالیا توسط قاچاقبران درداخل صندوق آهنی، مخفی نموده بود ودهن صندوق هم به گفته پولیس قفل شده بوده، از این رو آنان پس ازختم اکسیژن داخل صندوق نتوانسته اند خودرا نجات دهند.

از سوی دیگرکاپیتان کشتی کروز، که این لاری حامل پناهجویان به ایتالیا حمل کرده است به خبرنگار روزنامه مانیفیست ایتالیا گفته است، که خدمه های کشتی فهمیده بودند که در داخل یکی از لاری ها احتمالا کسانی پنهان شده است، او افزوده است وقتی که یکی از خدمه های کشتی به من خبرداد که سروصداهایی درد ناکی را از داخل یکی از لاری ها شنیده است، من فوراً با گارد ساحلی ایتالیا درتماس شدم وموضوع را باآنها صحبت کردم ولی از گارد ساحلی ایتالیا پیام گرفتم که هروقت کشتی به بندر رسید، ما میتوانیم کامیونها را بازرسی کنیم؛ ازاینرو چون ما فاصله دوساعتی، با بندر داشتیم وازطرف دیگر امکانات بازرسی لاری ها را نداشتیم، نتوانستیم این جوانان پناهجو را از مرگ نجات دهیم.

ساعت پیش در تماس تلفونی که با آقای” Gilberti Mastromatteo ” خبرنگار روزنامه مانیفیست داشتم، چگونگی موضوع را از وی جویا شدم. آقای گیلبرتو که باهمین کشتی از پاترا به ایتالیا آمده است می گوید: این دوپناهجو، بین 15 تا 16 سال سن داشتند، ومن آنها را دو روز قبل از این حادثه، در یکی از پمپ بنزین های شهر پاترا دیده بودم که کوشش میکردند در یک کامیون خودرا مخفی سازند، او میگوید وقتی جنازه های این دونوجوان را در بندر “انکونا” دیدم، چشمانم را اشک گرفت ولحظاتی را به یاد آوردم که این جوانان با دیگر دوستانش در پاترا بودند وبا چه امیدی برای آمدن به اینسوی دریا، تلاش می کردند. آقای گیلبرتو، همچنان می گوید که او مرگ یک پناهجوی دیگر را نیز درشهر پاترای یونان شاهد بوده است، او می گوید جوانی به نام سردار آغا که 24 سال عمر داشته است، هنگامی که خودرا دریکی از لاری های باربری مخفی نموده بود تا به ایتالیا برود، توسط راننده لاری، شناسایی گردید وراننده ی پس از آن، برای بیرون کردن سردار از موترش با تکه آهنی به این پناهجو حمله نموده و اورا لت وکوب کرده بود.

این حادثه به روز سه شنبه 24 نوامبر درخیابان Kanellopoulos شهر پاترا در مسیر بند “ایگو مونیتزیا” رخ داده است وتعداد زیادی از پناهجویان شاهد این ماجرا بوده اند. آقای گیلبرتو می افزاید که قبل از این حاد ثه مصاحبه ی با این نوجوان افغانستانی داشته است واز او عکسی هم گرفته است. سردار پس آنکه توسط راننده به شدت مجروح گردید، با در خواست کمک دوستانش، نیروهای پلیس به محل آمدند واورا به بیمارستان دانشگاه Rion انتقال دادند. سردار در این بیمارستان، ساعت چهارونیم بعد ازظهر جان سپرد، اما راننده کامیون پس از یک ساعت بازجویی توسط پلیس پاترا آزاد شد.

شرح ماجرای مرگ این پناهجوی افغانستانی را پس از مصاحبه با مامورین پلیس بندر پاترا دراینجا نشر خواهیم کرد.

+ نوشته شده در  Sat 4 Dec 2010ساعت ۱۲ ب.ظ  توسط basher   | 
خودمه اينجي دل مه ده (جاغوري)يه/
(بوسيد) و(قووغ زار) و(ماجري) يه
/(غوجور)و(سه پايه گردو)و(لومو)/
(زيرك)، (داود)، (حوتقل) و(انگوري) يه
*****
......سر كوه (قاده) خاشه نموشه/
كاراي خوب وبد تاشه نموشه/
تمام روي دنيا ره بگیردي
/يك شي مثل (سنگماشه) نموشه.
*****
قاد سنگاي (پاطو) جاي عشقه
/كه (تبقوس) و(پاطو) دنياي عشقه
/كاشكه سرمه صدقه پاطو موشودي/
كه پاطو جان بلديم خداي عشقه
*****
دلم ره برده (سنگ شنده) برده
/امو سنگاي سبيل منده برده
/امو پري وري گل دخترون شي
/مره ايشته دلم ره كنده برده.
*****
كاشكه سيواي (چهل باغتو) موبودي/
كاشكه درياي (الميتو) موبودي/
كاشكه چارمغز وزردآلوي(ممدك)
/كاشكه نان وكمي دوغتو موبودي.
*****
كاشكه دل مه ده (لومو) روي موكه دي/
كه از گلهاي (لومو) بوي موكه دي/
ده قاد دخترون ماما گونيم/
مره يك بد نمود شي شوي موكه دي.
*****
صدقه وطن شوم صدقه جاجيم شي
/صدقه نيماد، سطرنجي و گليم شي
/جواني رفت ده ملكاي مردم
خاتو نكدوم/ ده دل مه ماند گيم شي

+ نوشته شده در  Thu 2 Dec 2010ساعت ۸ ب.ظ  توسط basher   | 

موهای شما
استعمال اقسام صابون سبب سفيد شدن و رفتن مو ميشود. شامپو براي موی خوب است ولی تعجب نكنيد كه گل سرشوی ازآن بهتر است. بعد از شستن سر موهای خود را زود خشك كنيد.

موخورده چيست؟
عبارت از مرضی است كه بعلت خشكی وافر موی سر، دخالت يكنوع مكروب مخصوص مو به چند ساحه تقسيم شده ميشكند. برای جلوگيری از آن موی سر را با روغن های طبيعی، مانند روغن بادام، ناليار، كسترائیل بايد چرب كرد.
نسخه:
روغن كسترائیل 200 گرام، او دوكلون 60 گرام هر دو را مخلوط موهای خود را به آن چرب كنيد.
كسانيكه موهای چرب دارند نبايد از روغن موی استفاده كنند بلكه توسط شانه چربی را به موهای خود برسانند. بدترين روغن های موی پرافين و تمام روغن های معدنی است، زيرا جذب نميشود. رنگ دادن موی ها بالاخره سبب رفتن مو ميگردد و خيلی مضر است تنها رنگهائیكه مضر واقع نميشود، رنگهای طبيعی خينه و وسمه است.
رنگ دادن موی:
موی دارای مواد معدنی از قبيل منگنيز، آهن، جست، مس، تيتان و نكل ميباشد.
خانم ها و جوانانيكه توسط مواد كيمياوی و رنگهای مصنوعی، رنگ موهای خود را تغير ميدهند بعد از چند مرتبه رنگ دادن، خراب، شكننده و بالاخره مو خوره پيدا كرده سبب از بين رفتن موی شان ميشود، لذا كسانيكه به زيبائی موی خود علاقه دارند نبايد از رنگ های مصنوعی تجارتی فابريكه ها استفاده نمايند، بلكه ميتوانند در عوض از نباتات طبی مانند خينه، وسمه، مازو، گل بابونه، پوست باقلی، چهارمغز، پوست انار، شقايق لغمانی، ميخك، آمله استفاده نمايند. نه تنها رنگ موی بی ضرر می باشد بلكه برای تقويه موی های شان نيز كمك ميكند.
مواد مذكور به قيمت نازل در عطاريهای شهر بدست آمده ميتواند.

موی

رنگ موی:
كلاگك بادنجان سیاه ريشه انار، براده مس، هليله سياه، مازو، نخود سياه پوست دار، به مقدار های مساوی كوبيده تقريباً به 30 گرام آن 50 گرام سركه، 50 گرام روغن كنجد افزوده گردد و در ظرف آهنی انداخته در جای سرد و تاريك برای (40) روز بگذاريد در نتيجه يك رنگ سياه اعلی و بدون ضرر بدست می آيد موی سفيد را سياه ميسازد.
نسخه دوم:
برگ سدر، مازو، آمله، زنگ آهن، وسمه، خسته سوختهء خرما، زاچ سياه، پوست انار، سوخته مس، نوشادر، هليله سياه از هريك پنج پنج گرام گرفته بالای آن يك ليتر سركه و يك ليتر روغن زيتون افزود نموده جوش داده شود تا آب تبخير گردد و به يك محلول غليظ مبدل شود، سپس از محلول مذكور عند الموقع توسط برس موهای سفيد را رنگ كنيد.
نسخه سوم:
هليله سياه، زنگ آهن، آمله، زاچ سبز، را هريك 15- 15 گرام در دو ليتر سركه يكماه تر شود.
نسخه چهارم:
خينه 30 گرام، ميخك 30 گرام هر دو را باهم آميخته برای رنگ دادن موی بكار ميبرند اين رنگها از قرنها در بين مردمان ممالك آسيائی رواج دارد.
نسخه پنجم:
50 الی 100 گرام خينه خالص را قسم آبگين همراه آب مخلوط نموده الی 20 دقيقه گذاشته پس از شستن و پاك نمودن موهای خود را خينه كنيد. اگر به اندازه يك ساعت گذاشته شود موی برنگ خرمائی هرگاه يكنيم الی دو ساعت يا بيشتر گذاشته شود رنگ سرخ را بخود ميگيرد. هرگاه خواسته باشيد موهای شما سياه شود پس از دو ساعت وسمه شود رنگ سياه مقبول را بخود ميگيرد.

نسخه ششم:
رنگ موی خرمائی بلوطی: خينه 50 گرام، وسمه 50 گرام، هر دو را مخلوط و بالای ان آب جوش افزوده ميگردد تا به قسم خميره ابگين (ژيلی) تبديل گردد بعد توسط برس تمام حصه های موی رنگ شده پيچانده ميشود پس از يك ساعت با آب گرم شسته و برای آنكه يك رنگ مقبول و روشن شود پس از شستن و خشك كردن توسط محلول نيم فيصد (بيكاربونات دوپتاس) تر گرديده 15 دقيقه بعد توسط شامپو يا گل سرشوی شسته ميشود اين رنگ برای موی ضرر نرسانيده مدت يك الی يكنيم ماه دوام ميكند.
نسخه هفتم:
رنگ سياه تيره: خينه اعلی 50 گرام، وسمه 70 گرام توسط آب جوش تر شده و موها رنگ گردد خينهء تنها رنگ سرخ و وسمه تنها رنگ پر طاوسی ميدهد.
نسخه هشتم:
250 گرام گل بابونه با دو ليتر آب باندازهء جوش داده شود كه نصف آن باقی بماند يك ليتر آب آن فرار كند بعداً از صافه گذشتانده توسط محلول مذكور موها را تر كنيد ولی بايد قبل ازين عمل مو ها را شسته باشيد آن وقت است كه موها خيلی جلا دار و خرمایی ميشود.
نسخه نهم:
خينه، برگ خشك شده چهار مغز، وسمه، از هريك 25 گرام همه را يكجا بصورت خميره آبگين در آورده و با برس موها را رنگ كنيد. موهای شما رنگ سياه بخود ميگيرد.
نسخه دهم:
خينه 50 گرام وسمه 50 گرام هر دو را در آبيكه آمله ترشده باشد بصورت خميره آبگين در آوريد و برای دو ساعت در آفتاب بگذاريد و سپس از رنگ تهيه شده موهای خود را رنگ كنيد.
نسخه يازدهم:
وسمه، آمله، پوست چهارمغز، شقايق (لاله) سبز مازو از هريك 10 الی 15 گرام گرفته ميده كنيد درچهار صد سی سی آب جوشانده شود آنقدر كه نصف آن تبخير شود. سپس جوشانده مذكور در 200 گرام روغن زيتون جوش داده شود تا نصف آن باقی بماند بعد از صافه گذشتانده موها به ان رنگ شود موها را تقويه نموده و هم سياه ميسازد.
نسخه دوازدهم:
وسمه يك توله، حنا دو ماشه، در آبيكه آمله را تر نموده و صاف شده باشد خمير و دو ساعت در آفتاب بگذاريد و سپس استعمال نمائید.
هرگاه دو ساعت بعد از تر كردن موها به آب آمله شسته شود رنگ موی بهتر جلوه مينمايد.

 

 

ریزش مو
در انسان پیاز یا فولیکول مو به دو دسته تقسیم می شود:
۱) موی کرکی: در سراسر پوست بدن بجز کف دست و پا این نوع مو دیده می شود.

۲) موی انتهایی یا ترمینال در قسمت سر دیده می شود. بعد از بلوغ جنسی این نوع مو در قسمت های تناسلی و زیر بغل و همچنین صورت مردان دیده می شود. این نوع مو زبر و خشن می باشد.

رشد مو دارای دوره هایی است که شامل: دوره رشد، دوره انتقالی و دوره استراحت میباشد.
طول مدت دوره رشد مو در سر حدود سه سال، دوره انتقالی ۲ تا ۴ هفته و دوره استراحت حدود ۳ تا ۴ ماه میباشد.

در سر انسان حدود صد هزار پیاز مو وجود دارد و با حساب اینکه هر مو حدود هزار روز رشد دارد، پس ریزش ۱۰۰ صد عدد موی سر در روز طبیعی است و بیشتر از آن نیاز به پیگیری دارد.

● علل ریزش مو
ریزش مو دارای علت های فراوانی است که از آن جمله میتوان به موارد ارثی، هورمونی، تغذیه ای، اعصاب و روان، مصرف دارو، بیماری های داخلی و پوستی، اعمال جراحی و بارداری اشاره کرد.

▪ طاسی سر نوعی ریزش مو در قسمت جلو و پیشانی سر است که پیشرفت کرده و تا وسط سر پیش می رود. البته گاهی این ریزش از وسط سر شروع می شود.
طاسی بیشتر در مردان دیده می شود و علت ارثی - هورمونی دارد. این نوع ریزش مو قابل پیشگیری و درمان است و افراد درگیر بایستی با حوصله فراوان، درمان طولانی مدت را تحمل کنند. ادویه جات و توصیه های درمانی گوناگونی وجود دارد که بسته به افراد مختلف متفاوت می باشد.

▪ سوء تغذیه چه به صورت عدم دسترسی کافی به مواد غذایی و چه به صورت رژیم های لاغری یکی از علت های ریزش مو است. کمبود پروتئین، اسیدهای چرب ضروری (بدن قادر به تولید آنها نیست و باید از طریق غذا به بدن برسد)، ویتامین ها و املاح از علل مهم ریزش مو هستند که قابل پیشگیری و درمان می باشند.
شایع ترین علت ریزش مو در خانم ها از سنین نوجوانی تا سنین میانسالی کمبود آهن بدن است که با مصرف غذاهای حاوی آهن و یا قرص آهن این مشکل بر طرف می گردد .

▪ وجود استرس ( فشار روحی )، ناراحتی و افسردگی می تواند از علل ریزش مو باشند. مثلا استرس ناشی از امتحانات درسی یا افسردگی در جوانان که امروزه به طور فراوان دیده می شود.
با کنترل این هیجانات ( که البته اگر بوسیله خود شخص کنترل شود نتیجه مطلوب تری دارد؛ چون مصرف ادویه جات اعصاب نیز باعث ریزش مو در بعضی افراد می گردند) در مدت زمان کوتاهی این ریزش مو برطرف می گردد.

▪ از علل دیگر ریزش مو می توان مصرف ادویه جات را نام برد. همه ادویه جات باعث ریزش مو نمی شوند. همچنین یک داروی خاص نیز در تمام افراد باعث ریزش مو نمی شود. بعضی افراد به داروی خاصی حساسیت بیشتری نشان می دهند که بستگی به سیستم داخلی بدن در غیر فعال کردن و هضم دارو دارد.
البته ادویه جاتی هستند که در بیشتر افراد باعث ریزش مو می شوند. از این گروه ادویه جات میتوان ادویه جاتی که بعنوان کیمیاوی درمانی استفاده میشوند را نام برد.
مصرف ادویه جات اعصاب و قرص های پیشگیری از حاملگی و ادویه جات قلبی در افراد زیادی باعث این عارضه می شود.

▪ بعضی از بیماری هایی داخلی و پوستی میتوانند باعث ریزش مو شوند؛ مثلاً تب بالا، حدوداً بعد از ۳ ماه باعث ریزش مو می شود .
در افرادی که دارای بیماری موضعی پوستی در قسمت سر هستند و یا ناراحتی پوستی وسیعی دارند می تواند ریزش مو داشته باشند.

▪ اعمال جراحی و حاملگی نیز میتوانند باعث ریزش مو شوند. فاصله زمانی این بیماری ها و شروع ریزش مو معمولاً ۳ ماه می باشد؛ مثلاً در خانم ها حدود ۳ ماه بعد از زایمان ریزش مو شروع میشود که علت های زیادی برای آن وجود دارد که از جمله: کم خونی، وجود استرس زایمان، بالا بودن هورمون های جنسی در طول بارداری و ... است.

درمان افرادی که دچار این بیماری ها هستند، باعث کاهش ریزش مو در آنها می شود.

+ نوشته شده در  Wed 1 Dec 2010ساعت ۱ ق.ظ  توسط basher   | 

۱ – واحد زمان :

ثانیه واحد اساسی زمان است که عبارت از مدت لازم برای ۹۱۹۲۶۳۱۷۷۰ اهتزاز اتم سیزیوم ۱۳۳ میباشد. این معیار در بررسی های علمی مورد استعمال دارد، اما در معاملات روزمره یک ثانیه عبارت از یک بر  ۸۶۴۰۰ حصهء شبانه روز میباشد.

 

۲ – واحد طول :

متر واحد اساسی طول میباشد. فاصلهء را که نور درمدت  ۲۹۹۷۹۲۴۲۸ / ۱ ثانیه از خلا عبور مینماید متر گفته اند. واحد بین المللی که در پیمایشهای روزمره مورد استفاده قرار دارد عبارت از طول میلهء پلاتین – ایریدیوم است که در ادارهء بین المللی اوزان و مقیاس ها نگهداری میشود. یک متر را برابر ده ملیونم فاصله بین قطب شمال تا استوا در امتداد نصف النهاری که از پاریس میگذرد در نظر گرفته اند. نمونه های دقیقی مطابق به آن ساخته شده و برای تعین استاندارد به سراسر دنیا فرستاده شده است.

 

۳ – واحد کتله :

کیلوگرام واحد کتله میباشد. استاندارد بین المللی آن عبارت ازاستواهء است که از پلاتین و ایریدیوم ساخته شده و در ادارهء بین المللی اوزان و مقیاس ها در پاریس نگهداری میگردد. مطابق به آن استاندارد های ثانوی به کشور ها ارسال گردیده تا طبق آن درتعین استاندارد ها استفاده صورت گیرد.

 

۴ – امپیر :

امپیر واحد اساسی جریان برق میباشد.
بنا بر تعریف کمیته بین الملی واحدات و اندازه ها در سال ۱۹۴۸، یک امپیر مقدار جریانی است که قوهء مشخصی به اندازهء عدد دو ضرب ۱۰ به توان منفی هفت نیوتن را بین دو سیم موازی که طول سیم یک متر بوده ودر خلا قرار دارند، ایجاد نماید.
این جریان عبارت از اندازهء جریانی است که در یک ثانیه ازیک نقطهء ثابت یک هادی 6 241 509 629 152 650 000 الکترون عبورنماید. 
به افتخار نام فزیکدان فرانسه André-Marie Ampère 1775-1838 واحد جریان برق را امپیر مسما نموده اند.

 

۵ – کلوین :

درجه حرارت

کلوین واحد اساسی حرارت است و سمبول آن K میباشد.  عبارت از 273.16 /1 ام درجهء حرارت ترمودینامیکی نقاط سه گانهءآب میباشد. ( نقاط میعان، غلیان و انجماد را نقاط سه گانه Triple point میگویند که درین نقاط اجسام ازیک حالت به حالت دیگر تغیرشکل مینماید) این واحد به افتخار فزیک دان آیرلندی ( 1824 – 1907 ) ویلیام تامسن William Thomson(مشهور به لرد کلوین Lord Kelvin ) نام گذاری شده است.

۶ – مول:

واحد اساسی ماده را مول نامگذاری نموده اند که به سمبول mol نشان داده میشود.
مول مقدار مادهء راکه در یک سیستم وجود دارد نشان میدهد. تعداد ذراتی را که درهر مول وجود دارد عدد اووگدرو Avogadro میگویند که به NA نشان داده شده به اندازهء ۶.۰۲۲۱۳۶۷ ضرب ۱۰ به طاقت ۲۳ ذرات در فی مول میباشد
NA = 6,0221367.10^23

 

۷ – شمع :

واحد اساسی شدت روشنایی شمع میباشد و به سمبول cd نشان میدهند که cd مخفف Candela است. عبارت از  شدت منبع روشناییست با فریکانس مشخص، طوریکه قیمت معینی از قوه دریک جهت مشخص را میدهد و برابر به مقدار یک بر ۶۸۳ وات انرژی است که با فرکانس ۵۴ ضرب ۱۰ به توان ۱۴ هرتز در یک زاویهء سه بعدی یک ست رادیان  steradian  میتابد.  ( واحد اندازه گیری زاویهء سه بعدی، ست رادیان میباشد ).

 

+ نوشته شده در  Wed 1 Dec 2010ساعت ۱ ق.ظ  توسط basher   | 

- ويتامين A

منابع طبيعي غذايي: 
تخم مرغ، سبزيجات و ميوه هاي رنگي، روغن کبد ماهي، لبنيات، عسل
علائم کمبود ويتامين A: 
عفونت دندان، آلرژي ها، موهاي خشک، عقب افتادگي در رشد، سوزش و خارش در چشم، شبکوري، مشکل سينوس، خشکي پوست، ضعف قوه بويايي.
اهميت ويتامين A براي سلامتي: 
شکل گيري سالم استخوان ها ، دندان ها و پوست، قوت بخشيدن به لايه خارجي ناخن و ديگر اندام ها، افزايش رشد و سرزندگي و نشاط، رشد و ترميم بافت هاي بدن، مفيد براي سلامت موها و چشم ها و ضروري در دوران بارداري و شيردهي.
موادي که از جذب ويتامين A جلوگيري مي کنند: 
قهوه، الکل، مصرف بيش از حد آهن، روغن هاي معدني. 
موادي که جذب ويتامين A را زيادتر مي کنند: 
ويتامين C، D،E، F ، روي ، کلسيم، ويتامين B - Complex 

2- ويتامين B 

الف - B-Complex

منابع طبيعي غذايي :
همه غلات و دانه ها، کبد، مخمر آبجو
علائم کمبود: 
کم اشتهايي، پوست خشک خشن، موهاي شکننده و تيره و بي حال، يبوست و جوش.
موادي که از جذب آن جلوگيري مي کنند: 
استرس، مصرف بيش از حد شکر، قهوه، الکل، قرص هاي ضد بارداري، عفونت ها، آنتي بيوتيک ها. 
موادي که به جذب آن کمک مي کنند: 
کلسيم ، ويتامين هاي E ، C و فسفر.

ب - ويتامين B1

منابع طبيعي غذايي: 
گوشتهاي دل ، جگر، کله پاچه، مغز گردو، جوانه گندم، گوشت خوک، گوشت مرغ، بوقلمون، ماهي، برنج قهوه اي، زرده تخم مرغ، تمام حبوبات، شيره چغندرقند، مخمرآبجو و تمام غلات.
علائم کمبود: 
افسردگي، يبوست، عصبي بودن، رشد ناقص در کودکان، کوتاهي انگشتان دست و پا، ضعف، خستگي، حساس بودن نسبت به سر و صدا، کم اشتهايي. 
موادي که از جذب آن جلوگيري مي کنند: 
تنباکو، استرس، تب، قهوه، الکل، جراحي، صدف خام. 
موادي که به جذب آن کمک مي کنند: 
ويتامين B-Complex، سولفور، منگنز، ويتامين B2، آهن، ويتامين C و E. 

ت - ويتامين B2 

منابع طبيعي غذايي: 
پنير، شير، زرده تخم مرغ، مغز گردو، مخمر آبجو، دل و جگر، کله پاچه، تمام حبوبات، شيره چغندرقند. 
علائم کمبود: 
التهاب دهان، مشکلات چشميف سرگيجه، ضعف گوارش، التهابات پوستي. 
موادي که از جذب آن جلوگيري مي کنند: 
الکل، تنباکو، مصرف بيش از حد شکر، قهوه. 
مواردي که به جذب آن کمک مي کنند: 
فسفر، نياسين، ويتامينC ، B-Complex، B6 . 

ج: ويتامين B6 (پيروکسين)

منابع طبيعي غذايي: 
شير، کلم پيچ، گرمک، حبوبات، شيره چغندقند، گوشت، دل و جگر، کله پاچه، جوانه گندم، برنج قهوه اي ، آلو ، سبزيجات پربرگ سبز، مخمر آبجو.
علائم کمبود: 
احتمال ضعف در کنترل عضلات، عصبي بودن، التهابات و ناراحتي هاي پوستي، اختلالات گوارشي، کمبود ترشح انسولين ، جوش، تحريک پذيري و تند مزاجي، ضعف در عضلات، تشنج در نوزادان، افسردگي، معلوليت ها، آرتروز، کمخوني.
موادي که از جذب آن جلوگيري مي کنند: 
الکل، قرص هاي ضدبارداري، تنباکو، تابش اشعه راديواکتيو، قهوه. 
موادي که به جذب آن کمک مي کنند: 
اسيدهاي چرب، سديم، ويتامين هاي B1، B2، C و B-Complex.

ث - ويتامين H

منابع طبيعي غذايي: 
ساردين، جگر، حبوبات، زرده تخم مرغ، برنج کته، عدس، غلات ،گوشته اي دل و جگر، کله پاچه، مخمر آبجو. 
علائم کمبود: 
نگراني و دلواپسي شديد، کم اشتهايي، نقص در سوخت و ساز چربي، افسردگي، رنگ پوست مايل به خاکستري، التهابات پوستي.
موادي که ازجذب آن جلوگيري مي کنند: 
الکل، سفيده تخم مرغ خام، قهوه.
موادي که به جذب آن کمک مي کنند: 
سولفور، ويتامين B12، آهن، ويتامين B-Complex، ويتامين C، اسيد پانتوتنيک (PA ، نوعي ويتامين ب کمپلکس)

ج - اينوسيتول 

منابع طبيعي غذايي: 
مرکبات، گردو، شير، گوشت، مخمرآبجو، شيره چغندرقند، سبزيجات، لسيتين.
علائم کمبود: 
مشکلات چشمي، کلسترول بالا، مشکلات پوستي، يبوست. 
موادي که از جذب آن جلوگيري مي کنند: 
مصرف بيش از حد شکر، ذرت، قهوه، الکل. 
موادي که به جذب آن کمک مي کنند: 
ويتامين هاي B1، B2، B-Complex، فسفر. 

+ نوشته شده در  Tue 30 Nov 2010ساعت ۱ ق.ظ  توسط basher   | 

الیگو تا کی مو در وطن خو در بدر باشی

تای مشت و لغد دیگرا خون جگر باشی

د آتش موسیزه دایمرداد ناور و بهسود

دیگرای مو توغ کیده دست دکمر باشی

شهدای اوشار ارزگو یاد مو نموره

تا به کی یاداشی تازه کیده شلپر باشی

دخونی پاک شهدا پک شیشته قسم کنی مو

تا به کی از ناله و زاری کور و کر باشی

همت خوره ماکم کنی بل پای خو استه شونی

خاک دچیم دشمو کنی تا بلند اختر باشی

ما کولگی مو دست خوره یک کنی و اتحاد

تا کی د امید فرمان دو رهبر باشی

+ نوشته شده در  Sun 28 Nov 2010ساعت ۴ ب.ظ  توسط basher   |